هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از سعدی و سیف فرغانی، بیانگر درد دل و اسارت عاشق در زلف یار، آرزوی دیدار معشوق، و توصیف زیبایی‌های اوست. شاعر از عشق و فراق می‌گوید و با اشاراتی به لیلی و مجنون، عمق احساسات خود را نشان می‌دهد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و استعاره‌های ادبی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و اسارت عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۷۰ - دلم بسلسله زلف یار در بندست

دلم بسلسله زلف یار در بندست
اگر قبول کنی حال من ترا پندست ۱

زبند مهرش چون پای دل شود آزاد
مرا که باسر زلفش هزار پیوندست ۲

بسان لیلی بگشایی وببندی زلف
ترا خبر نه (که) مجنونی اندرین بندست ۳

برآوری زمن تلخ کام هر دم شور
ازآنکه پسته شیرین تو شکر خندست ۴

ازآرزوی رخ تو اگر بباغ روم
کدام لاله برخساره تو مانندست ۵

زکات خوبی خود را دمی بباغ خرام
که گل بدیدن روی تو آرزومندست ۶

زعاشقان تو امروزدر زمانه منم
کسی که او بسلامی زدوست خرسندست ۷

کسی که او اثر صبح روز وصل ندید
شب فراق چه داند که تا سحر چندست ۸

جواب سعدی گفتم بالتماس کسی
که او هزار چو من بنده را خداوندست ۹

دل مرا که شد ازدست درهمه حالی
بخاک پای و سر کوی دوست سوگندست ۱۰

چو عندلیب همی نال سیف فرغانی
ازآنکه گل را ایام حسن یکچندست ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۹ - عاشق اینجا از برای دیدن یار آمدست
گوهر بعدی:شماره ۷۱ - بداد باز مراصحبت نگاری دست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.