هوش مصنوعی: این متن به بیان احساسات عاشقانه و عرفانی می‌پردازد. شاعر از عشق به معشوق و تأثیرات عمیق آن بر روح و جان سخن می‌گوید. او عشق را به عنوان تنها درمان دردهای دل و تنها غم ارزشمند توصیف می‌کند و معتقد است بدون عشق، زندگی بی‌معناست. همچنین، شاعر به مقایسه‌هایی مانند اسکندر و خضر اشاره می‌کند تا ارزش عشق را برجسته کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی نیاز به دانش پیش‌زمینه دارند.

شماره ۱۱۰ - کسی کو غم عشق جانان نداشت

کسی کو غم عشق جانان نداشت
چو زنده نفس می زد و جان نداشت ۱

گدای توام ای توانگر بحسن
چنین مملکت هیچ سلطان نداشت ۲

تویی آن شفایی که بیمار دل
بجز درد تو هیچ بیمار نداشت ۳

دلی را که اندوه تو جمع کرد
غم هر دو کونش پریشان نداشت ۴

از آن مشتغل شد بشیرین خود
که خسرو چو تو شکرستان نداشت ۵

بملک ارسکندر بود مفلس است
که همچون خضر آب حیوان نداشت ۶

بخارست جانی که عاشق نشد
دخانست ابری که باران نداشت ۷

غم عشق خور سیف اگر زنده ای
هر آنکس که این غم نخورد آن نداشت ۸

مرو بی محبت که مفتی عشق
چنین مؤمنی را مسلمان نداشت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۹ - آن نگاری کو رخ گلرنگ داشت
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱ - آن نکو روی که روی ازنظرم پنهان داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.