هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و جذابیت معشوق خود سخن میگوید. او توصیف میکند که عشق چگونه او را از خود بیخود کرده و غم و شور عشق در جانش ریشه دوانده است. همچنین، شاعر به تأثیرات عمیق عشق بر عقل و دل اشاره میکند و از زیبایی و جذابیت معشوق به شکلی پراحساس یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۱۷۴ - عشق تو مرا ز من برآورد
عشق تو مرا ز من برآورد
بردم ز خود و ز تن درآورد ۱
حسنت بکرشمهای شیرین
صد شور ز جان من برآورد ۲
عشق آمده بود بر در دل
عقل از پی دفع لشکر آورد ۳
حسن تو رسید با صد اعزاز
دستش بگرفت و اندر آورد ۴
عشقت که بپای خویش ما را
غوغای غم تو بر سر آورد ۵
کس را ز پدر نماند میراث
این واقعه ییست مادر آورد ۶
در بحر تو غم غرقه گشتم
بنگر صدفم چه گوهر آورد ۷
سودای تو شاعریم آموخت
تخمی که تو کشتی این برآورد ۸
آن کو درمی ندارد از سیم
با سکه تو چنین زر آورد ۹
وز طبع چو شاخ بی ثمر سیف
از بهر تو میوه تر آورد ۱۰
بیهوش شدم چو از در تو
«باد آمد و بوی عنبر آورد» ۱۱
بردم ز خود و ز تن درآورد ۱
حسنت بکرشمهای شیرین
صد شور ز جان من برآورد ۲
عشق آمده بود بر در دل
عقل از پی دفع لشکر آورد ۳
حسن تو رسید با صد اعزاز
دستش بگرفت و اندر آورد ۴
عشقت که بپای خویش ما را
غوغای غم تو بر سر آورد ۵
کس را ز پدر نماند میراث
این واقعه ییست مادر آورد ۶
در بحر تو غم غرقه گشتم
بنگر صدفم چه گوهر آورد ۷
سودای تو شاعریم آموخت
تخمی که تو کشتی این برآورد ۸
آن کو درمی ندارد از سیم
با سکه تو چنین زر آورد ۹
وز طبع چو شاخ بی ثمر سیف
از بهر تو میوه تر آورد ۱۰
بیهوش شدم چو از در تو
«باد آمد و بوی عنبر آورد» ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۳ - هرکه یک بار در آن طلعت میمون نگرد
گوهر بعدی:شماره ۱۷۵ - هر دم دلم ز عشق تو افغان برآورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.