این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق شاعر به معشوق است. او توصیف میکند که چگونه تصویر معشوق در ذهن و چشمهایش حک شده و هیچچیز دیگری جز عشق معشوق در زندگیاش اهمیت ندارد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند مقایسه معشوق با ماه بر روی صنوبر یا دهانش با پسته و شکر، زیباییهای معشوق را توصیف میکند و تأکید میکند که هیچکس مانند معشوق او دیده نشده است.
این شعر حاوی مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل زیباییهای ادبی آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۹۲ - مرا چندانکه در سر دیده باشد
خیال روی تو در دیده باشد ۱
ز عشقت چون نگه داردل خویش
کسی کو چون تو دلبر دیده باشد ۲
بجز سودای تو هرچ اندرو هست
ز سر بیرون کنم گر دیده باشد ۳
فلک گر چه بسی گرد جهان گشت
ولیکن چون تو کمتر دیده باشد ۴
بدیگر جای آنرا کن حواله
که چون تو جای دیگر دیده باشد ۵
رخ و قد ترا آنکس کند وصف
که ماهی بر صنوبر دیده باشد ۶
دهانت را کسی داند صفت کرد
که او در پسته شکر دیده باشد ۷
نپندارم که خورشید جهان گرد
ترا جز سایه همسر دیده باشد ۸
کسی کو در عرق بیند رخ تو
بگل بر آتش تر دیده باشد ۹
اگر با سیف فرغانی نشینی
گدا خود را توانگر دیده باشد ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.