خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به زیباییهای معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. در آن از تشبیهات و استعارههای زیبا مانند مقایسه معشوق با بهشت و حور استفاده شده است. شاعر از دوری و جفای معشوق نیز شکایت میکند و عشق خود را به او بیان میدارد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی دارند.
شماره ۲۳۶ - گر جمله شهر صورت و روی نکو بود
گر جمله شهر صورت و روی نکو بود
کو صورتی که این همه معنی درو بود ۱
خرم دل بهشتی و خوش عالمی بهشت
گر در بهشت حور باین رنگ و بو بود ۲
در سجده گاه بندگی تو چو آسمان
پیش تو بر زمین نهد آن را که رو بود ۳
آن کو بر آستانه کویت مقیم نیست
چون کلب دربدر چو گدا کو بکو بود ۴
خو کرده با وصال ترا ای فرشته خو
از خود بهجر دور کنی این چه خو بود ۵
آن زلف بسته گر بگشایی و هر دمی
بر دوش افگنی سرش از پا فرو بود ۶
بوی شراب عشق تو آید ز جان من
گر جسم خاک باشد و خاکش سبو بود ۷
گفتم بسی و میل نکردی بسوی سیف
گل را چه میل بلبل بسیار گو بود ۸
با عاشقان خویش جفاها کند بسی
«ناچار هرکه صاحب روی نکو بود» ۹
کو صورتی که این همه معنی درو بود ۱
خرم دل بهشتی و خوش عالمی بهشت
گر در بهشت حور باین رنگ و بو بود ۲
در سجده گاه بندگی تو چو آسمان
پیش تو بر زمین نهد آن را که رو بود ۳
آن کو بر آستانه کویت مقیم نیست
چون کلب دربدر چو گدا کو بکو بود ۴
خو کرده با وصال ترا ای فرشته خو
از خود بهجر دور کنی این چه خو بود ۵
آن زلف بسته گر بگشایی و هر دمی
بر دوش افگنی سرش از پا فرو بود ۶
بوی شراب عشق تو آید ز جان من
گر جسم خاک باشد و خاکش سبو بود ۷
گفتم بسی و میل نکردی بسوی سیف
گل را چه میل بلبل بسیار گو بود ۸
با عاشقان خویش جفاها کند بسی
«ناچار هرکه صاحب روی نکو بود» ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۵ - هرچند لطف عادت آن نازنین بود
گوهر بعدی:شماره ۲۳۷ - دوشم اسباب عیش نیکو بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.