هوش مصنوعی: شاعر در این متن از لحظات خوشی می‌گوید که با معشوق خود سپری کرده است. او از خلوت عاشقانه، زیبایی و شیرین‌زبانی معشوق، و احساس بهشتی که در کنار او تجربه کرده، سخن می‌گوید. همچنین، از درد دوری و اشتیاق به دیدار دوباره یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی است که درک کامل آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر چالش‌برانگیز باشد.

شماره ۲۳۷ - دوشم اسباب عیش نیکو بود

دوشم اسباب عیش نیکو بود
خلوتم با نگار دلجو بود ۱

اندرآن خلوت بهشت آیین
غیر من هرچه بود نیکو بود ۲

با دلارام من مرا تا روز
سینه بر سینه روی بر رو بود ۳

سخنش چاشنی شکر داشت
دهنش پسته سخن گو بود ۴

نکنی باور ار ترا گویم
که چه سیمین بروسمن بو بود ۵

بود دردست شاه چون چوگان
آنکه درپای اسب چون گو بود ۶

آسیای مراد را همه شب
سنگ بر چرخ وآب درجو بود ۷

من بنور جمال او خود را
چون نکو بنگریستم او بود ۸

زنگی شب چراغ ماه بدست
پاسبان وار بر سر کو بود ۹

دوری ازدوست، سیف فرغانی
گر زتو تا تو یک سر مو بود ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۶ - گر جمله شهر صورت و روی نکو بود
گوهر بعدی:شماره ۲۳۸ - با رخ خوب تو قمر چه بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.