هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. او زیبایی معشوق را ستایش میکند، از بیوفایی و وعدههای بیپایه گله میکند و حاضر است جان خود را فدای وصل معشوق کند. شاعر همچنین از آرزوهای خود و بیقدری جان در برابر عشق میگوید و در نهایت به مقصود خود از سفر اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عارفانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از ابیات حاوی احساسات شدید و ناامیدی هستند که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۲۳۸ - با رخ خوب تو قمر چه بود
با رخ خوب تو قمر چه بود
بالب لعل توشکر چه بود ۱
پیش گفتار تو شکر چه زند
پیش رخسار تو قمر چه بود ۲
آرزو دارم از تو من نظری
خود مرا آرزو دگر چه بود ۳
وعدها کردی و نکرد وفا
ای بخیل آخر این قدرچه بود ۴
جان دهم در بهای وصل تو لیک
قیمت جان مختصر چه بود ۵
گوهر کان جسم ما جانست
چون بدادیم قدر زر چه بود ۶
بدهان دلی زجان شده سیر
بخورم جز غم تو هرچه بود ۷
چند گویی بمن که خواهم رفت
آخر این رفتن تو برچه بود ۸
غرضت قصد سیف فرغانیست
ورنه مقصودت ازسفر چه بود ۹
بالب لعل توشکر چه بود ۱
پیش گفتار تو شکر چه زند
پیش رخسار تو قمر چه بود ۲
آرزو دارم از تو من نظری
خود مرا آرزو دگر چه بود ۳
وعدها کردی و نکرد وفا
ای بخیل آخر این قدرچه بود ۴
جان دهم در بهای وصل تو لیک
قیمت جان مختصر چه بود ۵
گوهر کان جسم ما جانست
چون بدادیم قدر زر چه بود ۶
بدهان دلی زجان شده سیر
بخورم جز غم تو هرچه بود ۷
چند گویی بمن که خواهم رفت
آخر این رفتن تو برچه بود ۸
غرضت قصد سیف فرغانیست
ورنه مقصودت ازسفر چه بود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۷ - دوشم اسباب عیش نیکو بود
گوهر بعدی:شماره ۲۳۹ - گل خوش بوی که پار از بر یار آمده بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.