هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد عاشقی و ناکامی در عشق است. شاعر از بیتوجهی معشوق و عدم امکان وصال شکایت میکند و احساسات خود را دربارهٔ دشواریهای عشق و شرم از بیان آن توصیف میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناکامی و غم نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۶۰ - ترا بصحبت ما سر (فر) ونمی آید
ترا بصحبت ما سر (فر) ونمی آید
زبنده شرم چه داری بگو نمی آید ۱
بدور حسن تو بیرون عاشقی کاری
بیازموده ام از من نکو نمی آید ۲
دلم بروی تو هرگز نمی کند نظری
که تیر غمزه شوخت برو نمی آید ۳
همی خورند غمم آشناو بیگانه
که چون بنزد توآن ماه رو نمی آید ۴
ترازوییست درو سنگ خویشتن داری
چنانکه جز بزرش سر فرو نمی آید ۵
قرارداد که آیم بدیدن تو شبی
کنون قرار زمن رفت و او نمی آید ۶
دلم وصال تو میخواهد اینچنین دولت
بصبر یافت توان واین ازو نمی آید ۷
نبود با تو مرا عشق روزگاری ازآن
بروزگار تغیر درو نمی آید ۸
چرا نمی کند اندیشه سیف فرغانی
که هیچ حاصل ازین گفتگو نمی آید ۹
زبنده شرم چه داری بگو نمی آید ۱
بدور حسن تو بیرون عاشقی کاری
بیازموده ام از من نکو نمی آید ۲
دلم بروی تو هرگز نمی کند نظری
که تیر غمزه شوخت برو نمی آید ۳
همی خورند غمم آشناو بیگانه
که چون بنزد توآن ماه رو نمی آید ۴
ترازوییست درو سنگ خویشتن داری
چنانکه جز بزرش سر فرو نمی آید ۵
قرارداد که آیم بدیدن تو شبی
کنون قرار زمن رفت و او نمی آید ۶
دلم وصال تو میخواهد اینچنین دولت
بصبر یافت توان واین ازو نمی آید ۷
نبود با تو مرا عشق روزگاری ازآن
بروزگار تغیر درو نمی آید ۸
چرا نمی کند اندیشه سیف فرغانی
که هیچ حاصل ازین گفتگو نمی آید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۹ - بیا که بی تو مرا کار برنمی آید
گوهر بعدی:شماره ۲۶۱ - ترا به زمن هم نفس کم نیاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.