خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزل، زیبایی و جذابیت معشوق را با استفاده از تصاویر طبیعی مانند گل، ماه و خورشید توصیف میکند. شاعر از معشوق میخواهد که یا به او نزدیک شود یا هوس جستجو را از سرش ببرد. همچنین، از محبت و گفتوگوی معشوق ابراز نیاز میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک زیباییشناسی شعرهای کلاسیک معمولاً به سطحی از بلوغ فکری و ادبی نیاز دارد.
شماره ۳۳۲ - ای بی خبر زحسن گلستان روی خویش
ای بی خبر زحسن گلستان روی خویش
خوش بوی کن بنفشه تر ار بموی خویش ۱
ای ماه نور برده ز رخسار (تو)ببین
درآفتاب پرتو خورشید روی خویش ۲
ای ازرخ تو حسن قوی کرده پشت خود
مه ازتو شرمسار بروی نکوی خویش ۳
ای ماه وخور ز خرمن حسن تو خوشه چین
دیگر چوکه بباد مده خاک کوی خویش ۴
شاهان حسن را رخ خوبت پیاده کرد
میدان ازآن تست در انداز گوی خویش ۵
عنبر که همچو مشک معطر کند مشام
خاکیست طره تو بدو داده بوی خویش ۶
می کو معاشران را دارد قرابه پر
بشکست پیش لعل لب تو سبوی خویش ۷
یا از درم درآی چو ناخوانده میهمان
یا از سرم ببر هوس جست وجوی خویش ۸
چون سیف از محبت خود خالیم مکن
روزی که خامشم کنی از گفت وگوی خویش ۹
خوش بوی کن بنفشه تر ار بموی خویش ۱
ای ماه نور برده ز رخسار (تو)ببین
درآفتاب پرتو خورشید روی خویش ۲
ای ازرخ تو حسن قوی کرده پشت خود
مه ازتو شرمسار بروی نکوی خویش ۳
ای ماه وخور ز خرمن حسن تو خوشه چین
دیگر چوکه بباد مده خاک کوی خویش ۴
شاهان حسن را رخ خوبت پیاده کرد
میدان ازآن تست در انداز گوی خویش ۵
عنبر که همچو مشک معطر کند مشام
خاکیست طره تو بدو داده بوی خویش ۶
می کو معاشران را دارد قرابه پر
بشکست پیش لعل لب تو سبوی خویش ۷
یا از درم درآی چو ناخوانده میهمان
یا از سرم ببر هوس جست وجوی خویش ۸
چون سیف از محبت خود خالیم مکن
روزی که خامشم کنی از گفت وگوی خویش ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۱ - یار بر من در فشاند از لؤلوی مکنون خویش
گوهر بعدی:شماره ۳۳۳ - نظر کن روی آن دلبر ببین شمع
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.