خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از سیف فرغانی، شمع را به عنوان نماد عشق و نور الهی توصیف می‌کند. شاعر از عشق به معشوق و تأثیر نور آن بر جهان سخن می‌گوید و از سوزش عشق و هم‌نشینی با آن یاد می‌کند. او همچنین به تأثیر این نور بر دل‌های مرده و روشنایی بخشیدن به جهان اشاره دارد.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۳۳۳ - نظر کن روی آن دلبر ببین شمع

نظر کن روی آن دلبر ببین شمع
که عالم پر ز نورست از چنین شمع ۱

چراغ وهم بنشان وز سر سوز
چو پروانه بزن خود را برین شمع ۲

چه پوشی آتش عشقش بدامن
چه می داری نهان در آستین شمع ۳

شعاع عشق اگر بر جانت افتد
جهان روشن کنی ای نازنین شمع ۴

اگر با سوز عشقش هم نشینی
سبب را بس بود آن همنشین شمع ۵

بهجران بنده ماند از خدمتت دور
بآتش شد جدا از انگبین شمع ۶

مکان از روشنی چون روز گردد
بشب چون گشت با آتش قرین شمع ۷

ایا خورشید پیش نور رویت
چو پیش حور در خلد برین شمع ۸

ز تو دیوانه می خوانندم آری
بجز نامی نگیرد از نگین شمع ۹

چراغ آسمان آنگه دهد نور
که رویت برفروزد در زمین شمع ۱۰

برافگن پرده تا دلهای مرده
برافروزند از آن نور مبین شمع ۱۱

که بهر مجلس ما بی دلان است
ترا بر رخ چراغ و بر جبین شمع ۱۲

بعشقت سیف فرغانی بسی سوخت
نشد از بهر پروانه حزین شمع ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۳۲ - ای بی خبر زحسن گلستان روی خویش
گوهر بعدی:شماره ۳۳۴ - ای ترا هرگز نبوده یاری از یاران دریغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.