هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر عاشقانه، از عشق و تسلیم در برابر معشوق سخن میگوید. او خود را مانند پروانهای میداند که به دور شمع عشق میگردد و از هر رنج و سختی استقبال میکند. شاعر با بیانهای مختلف، وفاداری و فداکاری خود را در راه عشق نشان میدهد و از رسیدن به معشوق به عنوان هدف نهایی زندگی خود یاد میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و تشبیهات ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند.
شماره ۳۶۴ - مجلس انس ترا چون محرم راز آمدم
مجلس انس ترا چون محرم راز آمدم
پیش شمع عشق چون پروانه جان بازآمدم ۱
عشقت آمد در درونم از حجاب خود برون
رفتم و اینجازبهر کشف آن راز آمدم ۲
همچو نی درمجلس تو سالها بودم خموش
بر دهان من نهادی لب بآواز آمدم ۳
گر نوازی ور زنی هرگز ننالم بی اصول
کز در تسلیم با هرپرده دمساز آمدم ۴
درمن ار آتش زدی خندان شدم چون سوخته
ور چو شمعم سر بریدی گردن افراز آمدم ۵
سر بزیر پا نهادم تا مرادم دست داد
چون فگندم بال وپر آنگه بپرواز آمدم ۶
گرچه از شوق تو دارم آب چشمی همچو ابر
همچو برق از شور عشقت آتش انداز آمدم ۷
من گدای حضرتم دریوزه من نان لطف
نی زبهر استخوان چون سگ بدرباز آمدم ۸
سیف فرغانی همی گوید بیا خونم بریز
زآنکه من در کشتن خود با تو انباز آمدم ۹
پیش شمع عشق چون پروانه جان بازآمدم ۱
عشقت آمد در درونم از حجاب خود برون
رفتم و اینجازبهر کشف آن راز آمدم ۲
همچو نی درمجلس تو سالها بودم خموش
بر دهان من نهادی لب بآواز آمدم ۳
گر نوازی ور زنی هرگز ننالم بی اصول
کز در تسلیم با هرپرده دمساز آمدم ۴
درمن ار آتش زدی خندان شدم چون سوخته
ور چو شمعم سر بریدی گردن افراز آمدم ۵
سر بزیر پا نهادم تا مرادم دست داد
چون فگندم بال وپر آنگه بپرواز آمدم ۶
گرچه از شوق تو دارم آب چشمی همچو ابر
همچو برق از شور عشقت آتش انداز آمدم ۷
من گدای حضرتم دریوزه من نان لطف
نی زبهر استخوان چون سگ بدرباز آمدم ۸
سیف فرغانی همی گوید بیا خونم بریز
زآنکه من در کشتن خود با تو انباز آمدم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۳ - اگر بر درگه جانان چو سگ بسیار می گردم
گوهر بعدی:شماره ۳۶۵ - ای توانگر چو (ن) گدایانت بدر باز آمدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.