هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او از جدایی و هجران شکایت دارد اما عشقش را پایدار و جاودانه میداند. شاعر از تشبیهات زیبا مانند آشیانه دل، مرغ عشق، و ماه و خورشید استفاده میکند تا احساسات خود را بیان کند. در پایان، او به عاشقان اشاره میکند که دنیا بدون آنها مانند دوزخ است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تشبیهات و اصطلاحات مورد استفاده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۵۴۶ - مباد دل ز هوای تو یک زمان خالی
مباد دل ز هوای تو یک زمان خالی
که بی هوای تو دل تن بود ز جان خالی ۱
همای عشق ترا هست آشیانه دلم
مباد سایه این مرغ از آشیان خالی ۲
ز روی تو ز زمین تا بآسمان پرنور
ز مثل تو ز مکان تا بلامکان خالی ۳
خیال روی توام در دلست پیوسته
ز مهر و ماه کجا باشد آسمان خالی ۴
دلم ز معنی عشقت تهی نخواهد شد
اجل اگر چه کند صورتم ز جان خالی ۵
شراب عشق ترا عیب چیست تلخی هجر
نواله تو نباشد ز استخوان خالی ۶
رسید عشق و ز اغیار گشت صافی دل
پیمبر آمد و شد کعبه از بتان خالی ۷
چو مرغ سیر ز ذکر تو و حکایت غیر
همیشه حوصله پر دارم و دهان خالی ۸
صفیر مرغ دلم ذکر تست در همه حال
چو ماهی ارچه بود کامم از زبان خالی ۹
غم تو و دل من همچو جان و تن شده اند
که می بمیرد اگر باشد این از آن خالی ۱۰
مرا که دل ز هوای تو پر شدست چه غم
اگر بمیرم و از من شود جهان خالی ۱۱
چو لوح عشق تو محفوظ جان من گردد
مرا قلم نبود ز آن پس از بنان خالی ۱۲
بعاشقان تو دنیا خوشست و بی ایشان
چو دوزخست که هست از بهشتیان خالی ۱۳
بر آستان تو مانده است سیف فرغانی
در تو نیست چو بازار از سگان خالی ۱۴
که بی هوای تو دل تن بود ز جان خالی ۱
همای عشق ترا هست آشیانه دلم
مباد سایه این مرغ از آشیان خالی ۲
ز روی تو ز زمین تا بآسمان پرنور
ز مثل تو ز مکان تا بلامکان خالی ۳
خیال روی توام در دلست پیوسته
ز مهر و ماه کجا باشد آسمان خالی ۴
دلم ز معنی عشقت تهی نخواهد شد
اجل اگر چه کند صورتم ز جان خالی ۵
شراب عشق ترا عیب چیست تلخی هجر
نواله تو نباشد ز استخوان خالی ۶
رسید عشق و ز اغیار گشت صافی دل
پیمبر آمد و شد کعبه از بتان خالی ۷
چو مرغ سیر ز ذکر تو و حکایت غیر
همیشه حوصله پر دارم و دهان خالی ۸
صفیر مرغ دلم ذکر تست در همه حال
چو ماهی ارچه بود کامم از زبان خالی ۹
غم تو و دل من همچو جان و تن شده اند
که می بمیرد اگر باشد این از آن خالی ۱۰
مرا که دل ز هوای تو پر شدست چه غم
اگر بمیرم و از من شود جهان خالی ۱۱
چو لوح عشق تو محفوظ جان من گردد
مرا قلم نبود ز آن پس از بنان خالی ۱۲
بعاشقان تو دنیا خوشست و بی ایشان
چو دوزخست که هست از بهشتیان خالی ۱۳
بر آستان تو مانده است سیف فرغانی
در تو نیست چو بازار از سگان خالی ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۴۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۵ - ای غم عشق تو برده ز دل ما تنگی
گوهر بعدی:شماره ۵۴۷ - ایا بدور تو از مثل تو جهان خالی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.