هوش مصنوعی: این متن عرفانی و عاشقانه، به ستایش معشوق (که می‌تواند خدا یا معشوق زمینی باشد) می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که معشوق هم درد است و هم درمان، هم آغاز راه است و هم پایان آن. او در همه چیز حاضر است و همه چیز به او وابسته است. شاعر خود را در برابر عظمت معشوق ناچیز می‌شمرد و عشق به او را تنها راه نجات می‌داند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۵۷۸ - عشق تو دردست و درمانش تویی

عشق تو دردست و درمانش تویی
هست عاشق صورت و جانش تویی ۱

آنچه در درمان نیابد دردمند
هست در دردی که درمانش تویی ۲

سالک راه تو زاول واصلست
کین ره از سر تا بپایانش تویی ۳

عاشقت کی گنجد اندر پیرهن
چون ز دامن تا گریبانش تویی ۴

ما و تو این هر دو یک معنی بود
کآشکارش ما و پنهانش تویی ۵

عاشق روی ترا در دین عشق
غیر تو کفرست و ایمانش تویی ۶

دل بتو زنده است همچو تن بجان
این خضر را آب حیوانش تویی ۷

خوشه خوشه کشت هستی جوبجو
زرع بی آبست و بارانش تویی ۸

این غزل شطح است و قوالش منم
وین سخن حق است (و) برهانش تویی ۹

منطق الطیر سخنهای مرا
کس نمی داند سلیمانش تویی ۱۰

سیف فرغانی از آن بر نقد شعر
سکه زین سان زد که سلطانش تویی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۷۷ - ز دلبران همه شهر دل پذیر تویی
گوهر بعدی:شماره ۵۷۹ - آن روی نگر بدان نکویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.