هوش مصنوعی:
این متن بر ارزش و جایگاه معنوی درویشان تأکید دارد و بیان میکند که دولت و سعادت واقعی در همراهی با آنان یافت میشود. درویشان به عنوان کسانی که گوهرهای انسانی را میشناسند و تأثیر عمیقی بر جهان دارند، توصیف شدهاند. همچنین، قدرت و نفوذ معنوی آنان حتی بر فلک و زمین نیز تأثیرگذار است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۰ - دلا گر دولتی داری طلب کن جای درویشان
دلا گر دولتی داری طلب کن جای درویشان
که نوردوستی پیداست در سیمای درویشان ۱
برون شو از مکان و کون تا زیشان نشان یابی
چو در کون و مکان باشی نیابی جای درویشان ۲
بر ایشان که بشناسند گوهرهای مردم را
توانگر گر بود چون زر نگیرد جای درویشان ۳
چو مهر خوب رویانست در هر جان ترا جانی
اگر دولت ترا جا داد در دلهای درویشان ۴
مقیم مقعد صد قند درویشان بی مسکن
بنازد جنت ار فردا شود مأوای درویشان ۵
مبر از صحبت ایشان که همچو باد در آتش
در آب و خاک اثر دارد دم گیرای درویشان ۶
فلک را گرچه بازیهاست بر بالای اوج خود
زمین را سرفرازیهاست زیر پای درویشان ۷
بتقدیر ارچه گردون را همه زین سو بود گردش
بگردد آسمان زآن سو که گردد رای درویشان ۸
شب قدرست و روز عید هر ساعت مه و خور را
اگر خود را بگنجانند در شبهای درویشان ۹
اگر چه جان ز مستوری چو صورت در نظر ناید
بتن در روی جان بیند دل بینای درویشان ۱۰
بزیر پای ایشانست در معنی سر گردون
بصورت گرچه گردونست بر بالای درویشان ۱۱
ز درهای سلاطین ار گدایان نان همی یابند
سلاطین ملک می یابند از درهای درویشان ۱۲
چو مردان سیف فرغانی مکن بیرون اگر مردی
ز دل اندوه درویشی ز سر سودای درویشان ۱۳
که نوردوستی پیداست در سیمای درویشان ۱
برون شو از مکان و کون تا زیشان نشان یابی
چو در کون و مکان باشی نیابی جای درویشان ۲
بر ایشان که بشناسند گوهرهای مردم را
توانگر گر بود چون زر نگیرد جای درویشان ۳
چو مهر خوب رویانست در هر جان ترا جانی
اگر دولت ترا جا داد در دلهای درویشان ۴
مقیم مقعد صد قند درویشان بی مسکن
بنازد جنت ار فردا شود مأوای درویشان ۵
مبر از صحبت ایشان که همچو باد در آتش
در آب و خاک اثر دارد دم گیرای درویشان ۶
فلک را گرچه بازیهاست بر بالای اوج خود
زمین را سرفرازیهاست زیر پای درویشان ۷
بتقدیر ارچه گردون را همه زین سو بود گردش
بگردد آسمان زآن سو که گردد رای درویشان ۸
شب قدرست و روز عید هر ساعت مه و خور را
اگر خود را بگنجانند در شبهای درویشان ۹
اگر چه جان ز مستوری چو صورت در نظر ناید
بتن در روی جان بیند دل بینای درویشان ۱۰
بزیر پای ایشانست در معنی سر گردون
بصورت گرچه گردونست بر بالای درویشان ۱۱
ز درهای سلاطین ار گدایان نان همی یابند
سلاطین ملک می یابند از درهای درویشان ۱۲
چو مردان سیف فرغانی مکن بیرون اگر مردی
ز دل اندوه درویشی ز سر سودای درویشان ۱۳
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۳
۴۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹ - ایا نگار صدف سینه گهر دندان
گوهر بعدی:شمارهٔ ۹۱ - کتب الی الشیخ العارف سعدی الشیرازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.