هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تجربهٔ افتادن از بند رحم (زاده شدن) و سپس آموزش دیدن در زندان ادب (تحصیل و تربیت) سخن میگوید. او اکنون خود را شهریار شرق میداند که بند و زندان (محدودیتها و چالشها) را تجربه کرده و گویی برای همین شرایط به دنیا آمده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به تجربهٔ زندگی و بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'بند رحم' و 'زندان ادب' ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۲۷۰ - از بند رحم ببند مهد افتادم
از بند رحم ببند مهد افتادم
پس برد به زندان ادب استادم ۱
اکنون شه شرق بند و زندان دادم
گویی ز برای بند و زندان زادم ۲
پس برد به زندان ادب استادم ۱
اکنون شه شرق بند و زندان دادم
گویی ز برای بند و زندان زادم ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۹ - من دوش که از هجر تو در تاب شدم
گوهر بعدی:شماره ۲۷۱ - شه پندارد که ما خردمندانیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.