هوش مصنوعی: شاعر در این غزل عاشقانه، به بیان درد عشق و اشتیاق به وصال معشوق می‌پردازد. او با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند کعبه، حجاج، و نسیم صبا، عمق احساسات خود را نشان می‌دهد و از معشوق طلب درمان و وصال می‌کند. در پایان نیز زیبایی معشوق را صنع خداوند می‌داند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۲۶ - ما وصال تو به زاری و دعا می طلبیم

ما وصال تو به زاری و دعا می طلبیم
دردمندیم و ز لعل تو دوا می طلبیم ۱

همچو حجّاج به احرام درت بسته میان
کعبه ی کوی تو از راه صفا می طلبیم ۲

هر کسی از پی مقصود خود اندر طلبی است
حاصل آنست که ما از تو ترا می طلبیم ۳

دیده هر سو نگران و تو به خلوتگه دل
تو کجایی و ترا ما به کجا می طلبیم ۴

در نسیمی که ز زلف تو دمد موجودست
آنچه از رایحه ی باد صبا می طلبیم ۵

نفحه ی مشک خطا در شکن طرّه ی تست
ما ز چین سر زلفت به خطا می طلبیم ۶

غرض ابن حسام از رخ زیبای تو چیست
غالب آنست که ما صنع خدا می طلبیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۵ - بیا بیا که دل بسته را گشاد دهیم
گوهر بعدی:غزل ۱۲۷ - ما نیاریم که وصف تو کماهی بکنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.