هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، فراق و وعدههای بیپایه سخن میگوید. شاعر از روزگار وصال یاد میکند که مانند خوابی گذرا بوده و از ناز و سرکشی معشوق و وعدههای بیثمرش گلایه میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند شراب و ساقی ممکن است نیاز به تفسیر داشته باشند.
شماره ۸ - رفت آن کم بر تو آبی بود
رفت آن کم بر تو آبی بود
یا سلام مرا جوابی بود ۱
از سر ناز و از سرکشی
هر نفس با منت عتایی بود ۲
در کف من ز دست ساقی وصل
هر زمان ساغر شرابی بود ۳
وعدهای خوشم همی دادی
آن همه وعدها سرابی بود ۴
روزگار وصال جمله گذشت
گوی آن روزگار خوابی بود ۵
یا سلام مرا جوابی بود ۱
از سر ناز و از سرکشی
هر نفس با منت عتایی بود ۲
در کف من ز دست ساقی وصل
هر زمان ساغر شرابی بود ۳
وعدهای خوشم همی دادی
آن همه وعدها سرابی بود ۴
روزگار وصال جمله گذشت
گوی آن روزگار خوابی بود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - جانا ، همه خطاب تو با من جفا بود
گوهر بعدی:شماره ۹ - ای معجزات موسی بنموده از گریبان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.