هوش مصنوعی:
این متن به بحث درباره مفهوم «کان» در نحو و تفاوت بین «تام» و «ناقص» میپردازد. در ابتدا، نحوی توضیح میدهد که «تام» از اسم بهرهمند است اما بیخبر است، در حالی که «ناقص» خبردار است. سپس، عامی و صوفی نظرات خود را بیان میکنند. عامی معتقد است که تام باید با خبر باشد و ناقص بیخبر. صوفی نیز دیدگاه عرفانی ارائه میدهد و میگوید تام کسی است که در اسم حق مستغرق است و از غیر بیخبر است، در حالی که ناقص از غیر خبر دارد. در نهایت، متن به اختلاف فهم افراد از کلام واحد اشاره میکند.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم پیچیده نحوی، عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به دانش پایه در این زمینهها دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات تخصصی و مفاهیم انتزاعی آن را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد.
بخش ۸۲ - حکایت نحوی و عامی و صوفی که هر کدام از الفاظ و عباراتی که میان ایشان گذشت مناسب فهم و حال خویش معنی دیگر خواستند
نحویی گفت در حضور عوام
«کان » گه ناقص است و گاهی تام ۱
تام از اسم بهره ور باشد
لیک همواره بی خبر باشد ۲
وان که ناقص بود خبردار است
خبرش همچو اسم ناچار است ۳
عامیی بانگ برکشید که هی
مولوی قول منعکس تا کی ۴
بی خبر را به عکس خوانی تام
با خبر را به نقص رانی نام ۵
تام آن کس بود که با خبر است
ناقص آن کز خبر نه بهره ور است ۶
خبر آمد دلیل آگاهی
جهل برهان نقص و گمراهی ۷
پیش ارباب دانش و عرفان
کی بود این تمامی آن نقصان ۸
صوفیی بود دور بنشسته
عقد صحبت ز خلق بگسسته ۹
لب گشاد و در حقیقت سفت
گفت خوش نکته ای که نحوی گفت ۱۰
کامل و تام آن بود الحق
که در اسم حق است مستغرق ۱۱
ساخت حق ز اسم خویش بهره ورش
نیست از حال ماسوا خبرش ۱۲
وان که ناقص فتاد اسم خدا
نکندش بی خبر ز غیر و سوا ۱۳
نشود محو اسم حق اثرش
باشد از غیر اسم حق خبرش ۱۴
متکلم سه و کلام یکی
نیست کس را درین مقام شکی ۱۵
هر کسی زان کلام کامده پیش
معنیی خواسته مناسب خویش ۱۶
وین خلافی که می شود مفهوم
هست ناشی ز اختلاف فهوم ۱۷
«کان » گه ناقص است و گاهی تام ۱
تام از اسم بهره ور باشد
لیک همواره بی خبر باشد ۲
وان که ناقص بود خبردار است
خبرش همچو اسم ناچار است ۳
عامیی بانگ برکشید که هی
مولوی قول منعکس تا کی ۴
بی خبر را به عکس خوانی تام
با خبر را به نقص رانی نام ۵
تام آن کس بود که با خبر است
ناقص آن کز خبر نه بهره ور است ۶
خبر آمد دلیل آگاهی
جهل برهان نقص و گمراهی ۷
پیش ارباب دانش و عرفان
کی بود این تمامی آن نقصان ۸
صوفیی بود دور بنشسته
عقد صحبت ز خلق بگسسته ۹
لب گشاد و در حقیقت سفت
گفت خوش نکته ای که نحوی گفت ۱۰
کامل و تام آن بود الحق
که در اسم حق است مستغرق ۱۱
ساخت حق ز اسم خویش بهره ورش
نیست از حال ماسوا خبرش ۱۲
وان که ناقص فتاد اسم خدا
نکندش بی خبر ز غیر و سوا ۱۳
نشود محو اسم حق اثرش
باشد از غیر اسم حق خبرش ۱۴
متکلم سه و کلام یکی
نیست کس را درین مقام شکی ۱۵
هر کسی زان کلام کامده پیش
معنیی خواسته مناسب خویش ۱۶
وین خلافی که می شود مفهوم
هست ناشی ز اختلاف فهوم ۱۷
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۷
۴۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۸۱ - در بیان آنکه مراد به انسان کمل افراد انسان است نه اناسی حیوانی که اولئک کالانعام بل هم اضل در شأن ایشان است
گوهر بعدی:بخش ۸۳ - تمثیل حال انسان به گندم که با وجود آنکه گیاه سبز است و خواص گندم از اغتذا و غیره در وی از قوت به فعل نیامده است اطلاق این اسم بر وی می کنند اما مجازا لاحقیقة
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.