هوش مصنوعی:
این متن به نقد رفتارهای سطحی و ظاهری برخی افراد در جامعه میپردازد که با انجام اعمالی مانند ساختن خانقاه و صومعه، جمعآوری پیروان، و حفظ مسائل فقهی، خود را برتر از دیگران میدانند. در حالی که درونشان پر از کینه، وسواس، و افکار پوچ است. همچنین، متن اشاره میکند که هر فردی خود را انسان کامل میپندارد، در حالی که رفتارهایش نشانگر خلاف این ادعاست.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم انتقادی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی مفاهیم مانند نفاق و ریاکاری نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک دارد.
بخش ۸۱ - در بیان آنکه مراد به انسان کمل افراد انسان است نه اناسی حیوانی که اولئک کالانعام بل هم اضل در شأن ایشان است
حد انسان به مذهب عامه
حیوانیست مستوی القامه ۱
پهن ناخن برهنه پوست ز موی
به دو پا رهسپر به خانه و کوی ۲
هر که را بنگرند کاینسان است
می برندش گمان که انسان است ۳
وان که خود را گمان برد ز خواص
می فزاید بر این معانی خاص ۴
شیخ خود بین برد ز نادانی
ظن که آن شد کمال انسانی ۵
که کند خانقاه و صومعه جای
واکشد پا ز باغ و راغ و سرای ۶
کند اسباب شیخی آماده
بنشیند به روی سجاده ۷
ابلهی چند گرد او گردند
تابع کرد و ورد او گردند ۸
بر خلایق مقدمش دارند
هر چه گوید مسلمش دارند ۹
صد کرامت به نام او سازند
تا سلیمی به دامش اندازند ۱۰
مقتدای زمانه خواجه فقیه
با درون خبیث و نفس سفیه ۱۱
حفظ کرده ست چند مسئله ای
در پی افکنده از خران گله ای ۱۲
سینه پر کینه دل پر از وسواس
کرده ضایع به گفت و گوی انفاس ۱۳
عمر خود کرده در خلاف و مرا
صرف حیض و نفاس و بیع و شرا ۱۴
گشته مشعوف لایجوز و یجوز
مانده عاجز به کار دین چو عجوز ۱۵
با چنین کار و بار کرده قیاس
خویشتن را که هست اکمل ناس ۱۶
همچنین تا به درزی و جولاه
همه زین گونه اند روی به راه ۱۷
هر کسی را به خود گمان آنست
که همین اوست آن که انسانست ۱۸
جنبش هر کسی ز جای وی است
روی هر کس به فکر و رای وی است ۱۹
حیوانیست مستوی القامه ۱
پهن ناخن برهنه پوست ز موی
به دو پا رهسپر به خانه و کوی ۲
هر که را بنگرند کاینسان است
می برندش گمان که انسان است ۳
وان که خود را گمان برد ز خواص
می فزاید بر این معانی خاص ۴
شیخ خود بین برد ز نادانی
ظن که آن شد کمال انسانی ۵
که کند خانقاه و صومعه جای
واکشد پا ز باغ و راغ و سرای ۶
کند اسباب شیخی آماده
بنشیند به روی سجاده ۷
ابلهی چند گرد او گردند
تابع کرد و ورد او گردند ۸
بر خلایق مقدمش دارند
هر چه گوید مسلمش دارند ۹
صد کرامت به نام او سازند
تا سلیمی به دامش اندازند ۱۰
مقتدای زمانه خواجه فقیه
با درون خبیث و نفس سفیه ۱۱
حفظ کرده ست چند مسئله ای
در پی افکنده از خران گله ای ۱۲
سینه پر کینه دل پر از وسواس
کرده ضایع به گفت و گوی انفاس ۱۳
عمر خود کرده در خلاف و مرا
صرف حیض و نفاس و بیع و شرا ۱۴
گشته مشعوف لایجوز و یجوز
مانده عاجز به کار دین چو عجوز ۱۵
با چنین کار و بار کرده قیاس
خویشتن را که هست اکمل ناس ۱۶
همچنین تا به درزی و جولاه
همه زین گونه اند روی به راه ۱۷
هر کسی را به خود گمان آنست
که همین اوست آن که انسانست ۱۸
جنبش هر کسی ز جای وی است
روی هر کس به فکر و رای وی است ۱۹
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۹
۵۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۸۰ - اشارة الی بعض بطون قوله تعالی انا عرضناالأمانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملهاالانسان انه کان ظلوما جهولا
گوهر بعدی:بخش ۸۲ - حکایت نحوی و عامی و صوفی که هر کدام از الفاظ و عباراتی که میان ایشان گذشت مناسب فهم و حال خویش معنی دیگر خواستند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.