هوش مصنوعی:
مردی گرسنه و تشنه، بی رمق و ناتوان، به سوی خانه میرود. وقتی از او میپرسند چه شده، پاسخ میدهد که تا جایی که توانسته قدم برداشته، اما فهمیده به مقصد (کعبه) نمیرسد. او از خستگی و ناتوانی میگوید و تصمیم میگیرد به گوشهای خلوت پناه ببرد و از مردم دوری کند، زیرا یار و همراهی نیافته است.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، موضوعاتی مانند ناامیدی، خستگی و انزوا نیاز به بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
بخش ۱۰۵ - تتمه قصه غوری
مرد غوری گرسنه و تشنه
رمقی در تن از حیاتش نه ۱
لنگ لنگان به خانه روی نهاد
هر که پرسید ازو جوابش داد ۲
که زدم گام تا توانستم
بازگشتم همینکه دانستم ۳
که به کعبه نمی رسم امروز
تا به کعبه بسی رهست هنوز ۴
از سه فرسنگ شد درونم خون
چون توانم هزار رفتن چون ۵
بعد ازین کنج عزلتی گیرم
رو به دیوار محنتی میرم ۶
چون نیامد به دست صحبت یار
واکشم پا ز صحبت اغیار ۷
رمقی در تن از حیاتش نه ۱
لنگ لنگان به خانه روی نهاد
هر که پرسید ازو جوابش داد ۲
که زدم گام تا توانستم
بازگشتم همینکه دانستم ۳
که به کعبه نمی رسم امروز
تا به کعبه بسی رهست هنوز ۴
از سه فرسنگ شد درونم خون
چون توانم هزار رفتن چون ۵
بعد ازین کنج عزلتی گیرم
رو به دیوار محنتی میرم ۶
چون نیامد به دست صحبت یار
واکشم پا ز صحبت اغیار ۷
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۷
۴۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۰۴ - قصه آن پهلوانی که مخنثی را دید که در جوار کعبه خود را بر خاک انداخته و از خوف گناهان خود فریاد و زاری برگفته گفت خداوندا این مخنث را بیامرز یا بار گناهان او را بر گردن من نه که از بیم تو بخواهد مرد
گوهر بعدی:بخش ۱۰۶ - در بیان آنکه چون پیری غالب یا یاری طالب یافت نشود عزلت بهتر از صحبت نماید چنانکه درین روزگار اختیار عزلت و ترک صحبت باید کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.