هوش مصنوعی:
متن دربارهٔ فردی است که با انتخاب صحبت با خدا و دوری از دنیا، خود را از تمام تعلقات و آرزوهای دنیوی رها کرده است. او به مرحلهای از خلوص و فنا در ذات الهی رسیده که حتی از وجود خود نیز گذشته و دیگر هیچ اثری از خود در جهان باقی نگذاشته است. این فرد بهحدی از خودگذشتگی رسیده که حتی از کوچکترین نشانههای وجودی خود نیز رها شده است.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک مفاهیم خودگذشتگی و فنا در ذات الهی دارد.
بخش ۱۱۵ - طبقه ثالثه آنکه نیت ایشان در عزلت ایثار صحبت حق است سبحانه و تعالی بر صحبت خلق
وان دگر آن که صحبت مولا
کرد ایثار بر همه دنیا ۱
روز و شب صحبت خدای گزید
دل ز پیوند ماسوا ببرید ۲
کرد خالی ز ما خلق خود را
داد یکبارگی به حق خود را ۳
دست و دل از هر آرزو بگسست
هر چه شد قید او ازو بگسست ۴
صحبتی در گرفت تنگ بسی
که نگنجید در میانه کسی ۵
مگر آن کس که محو خود کرده ست
ترک پیوند نیک و بد کرده ست ۶
کرده بر خویش جیب هستی شق
بر زده سر ز جیب هستی حق ۷
خاک بر حرف خویش پاشیده
بل کزین دفترش تراشیده ۸
از من و ما نهاده بیرون پای
سر مویی نمانده زو بر جای ۹
یکسر از موی هستی خود رست
موی را نیست جای و او را هست ۱۰
بس که خود را ز موی سنجد کم
گنجد آنجا که مو نگنجد هم ۱۱
کرد ایثار بر همه دنیا ۱
روز و شب صحبت خدای گزید
دل ز پیوند ماسوا ببرید ۲
کرد خالی ز ما خلق خود را
داد یکبارگی به حق خود را ۳
دست و دل از هر آرزو بگسست
هر چه شد قید او ازو بگسست ۴
صحبتی در گرفت تنگ بسی
که نگنجید در میانه کسی ۵
مگر آن کس که محو خود کرده ست
ترک پیوند نیک و بد کرده ست ۶
کرده بر خویش جیب هستی شق
بر زده سر ز جیب هستی حق ۷
خاک بر حرف خویش پاشیده
بل کزین دفترش تراشیده ۸
از من و ما نهاده بیرون پای
سر مویی نمانده زو بر جای ۹
یکسر از موی هستی خود رست
موی را نیست جای و او را هست ۱۰
بس که خود را ز موی سنجد کم
گنجد آنجا که مو نگنجد هم ۱۱
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۱
۴۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۱۴ - قصه زاهد و عارف
گوهر بعدی:بخش ۱۱۶ - قصه کلی که در خانه معشوق خود بکوفت گفتند باز گرد که صحبتی تنگ است موی در نمی گنجد گفت بهانه مجوی و در باز کن که من خود کلم و موی ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.