هوش مصنوعی:
متن بالا درباره کنترل خشم و پیامدهای منفی آن است. شاعر تأکید میکند که خشم مانند ارهای دو لبه است که ابتدا به خود فرد آسیب میزند و سپس به دیگران. او توصیه میکند که با بردباری و عقل، خشم را کنترل کنیم تا از آسیب به خود و دیگران جلوگیری شود. همچنین، خشم بیدلیل را ناشی از وسوسههای نفسانی میداند و تنها خشم در راه خدا را قابل قبول میشمارد.
رده سنی:
12+
متن دارای مفاهیم اخلاقی و اجتماعی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و مفید است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
بخش ۲۱ - در بیان غضب که آتش طبع افروختن است و خرمن دین و دنیا سوختن
به غضب جان هیچ کس مخراش
حرف آسایش از دل متراش ۱
غضب آمد خراشگر چو اره
اره است آن بلی ولی دو سره ۲
ناخراشیده خاطر تو نخست
کی بود دلخراشی از تو درست ۳
ز آتشی کز غضب برافروزی
اولا خان و مان خود سوزی ۴
آنچه بر مردم کناره رسد
ز آتشت دود یا شراره رسد ۵
اصل آن در دلت فروخته است
که ازان خرمن تو سوخته است ۶
آب حلمی بزن بر آن آتش
تا نیفتد به دیگران آتش ۷
خشم با دیگران سگی و ددیست
وین سگی و ددی بیخردیست ۸
هر که را از خرد مدد باشد
کی در آن تن دهد که دد باشد ۹
نیش دندان خوک و پنجه گرگ
بهر آزار شد بلای بزرگ ۱۰
سوی آزارشان چو راهی نیست
پنجه و نیش را گناهی نیست ۱۱
ز آدمیزاده چون کسی رنجه ست
خوک بی نیش و گرگ بی پنجه ست ۱۲
خشم خوش باشد از برای خدای
نه ز وسواس نفس بد فرمای ۱۳
چون برای خدا بود خشمت
از دو بینی جدا بود چشمت ۱۴
آن نه چشم است غیرت دین است
وز در آفرین و تحسین است ۱۵
جنبش خشم چون ز نفس بد است
بالش دیو و کاهش خرد است ۱۶
به که از دیو دل بپردازی
خشم را زیر دست خود سازی ۱۷
حرف آسایش از دل متراش ۱
غضب آمد خراشگر چو اره
اره است آن بلی ولی دو سره ۲
ناخراشیده خاطر تو نخست
کی بود دلخراشی از تو درست ۳
ز آتشی کز غضب برافروزی
اولا خان و مان خود سوزی ۴
آنچه بر مردم کناره رسد
ز آتشت دود یا شراره رسد ۵
اصل آن در دلت فروخته است
که ازان خرمن تو سوخته است ۶
آب حلمی بزن بر آن آتش
تا نیفتد به دیگران آتش ۷
خشم با دیگران سگی و ددیست
وین سگی و ددی بیخردیست ۸
هر که را از خرد مدد باشد
کی در آن تن دهد که دد باشد ۹
نیش دندان خوک و پنجه گرگ
بهر آزار شد بلای بزرگ ۱۰
سوی آزارشان چو راهی نیست
پنجه و نیش را گناهی نیست ۱۱
ز آدمیزاده چون کسی رنجه ست
خوک بی نیش و گرگ بی پنجه ست ۱۲
خشم خوش باشد از برای خدای
نه ز وسواس نفس بد فرمای ۱۳
چون برای خدا بود خشمت
از دو بینی جدا بود چشمت ۱۴
آن نه چشم است غیرت دین است
وز در آفرین و تحسین است ۱۵
جنبش خشم چون ز نفس بد است
بالش دیو و کاهش خرد است ۱۶
به که از دیو دل بپردازی
خشم را زیر دست خود سازی ۱۷
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۷
۴۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۲۰ - حکایت دعا کردن پادشاه ترمذ که تا از کنیزکی که به محبت وی از تدبیر ملک بازمانده بود خلاصی یابد
گوهر بعدی:بخش ۲۲ - رسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم به گروهی و از ایشان پرسیدن که در چه کارید و جواب گفتن ایشان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.