هوش مصنوعی:
مردی ساده با پسرش سوار بر الاغی در حال سفر بودند. در راه به کوهی بلند و دریاچهای در پای آن رسیدند. راهی تنگ و خطرناک در کوه وجود داشت که عبور از آن بسیار دشوار بود. ناگهان الاغ از مسیر منحرف شد و پسر از ترس فریاد زد. مرد به پسر گفت که آرام باشد و توکل کند، زیرا کنترل الاغ از دستشان خارج شده است و باید به حکمت الهی اعتماد کنند.
رده سنی:
12+
متن دارای مفاهیم اخلاقی و فلسفی است که برای درک بهتر به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین استفاده از تمثیل و زبان شعرگونه ممکن است برای کودکان کوچکتر پیچیده باشد.
بخش ۵۵ - حکایت پیر روستایی با پسر
ساده مردی شد مسافر با پسر
هر دو را بر یک خرک بار سفر ۱
بود پای از محنت ره ریششان
بر سر آن کوهی آمد پیششان ۲
کوهی از بالا بلندی پر شکوه
موج زن دریایی اندر پای کوه ۳
بر سر آن کوه راهی نیک تنگ
کز عبورش بود پای وهم لنگ ۴
هیچ کس زانجا نیارستی گذار
تا نکردی از شکم پا همچو مار ۵
هر چه افتادی ازان باریک راه
قعر دریا بودیش آرامگاه ۶
ناگهان شد آن خرک زانجا خطا
زد پسر بانگ از قفایش کای خدا ۷
شد خرم زین ره خطا نگذاریش
هر کجا باشد سلامت داریش ۸
پیر گفتا بانگ کم زن ای پسر
کاختیار از دست او هم شد بدر ۹
گر تو حکم راست خواهی خیز راست
اختیار اینجا گمان بردن خطاست ۱۰
هر دو را بر یک خرک بار سفر ۱
بود پای از محنت ره ریششان
بر سر آن کوهی آمد پیششان ۲
کوهی از بالا بلندی پر شکوه
موج زن دریایی اندر پای کوه ۳
بر سر آن کوه راهی نیک تنگ
کز عبورش بود پای وهم لنگ ۴
هیچ کس زانجا نیارستی گذار
تا نکردی از شکم پا همچو مار ۵
هر چه افتادی ازان باریک راه
قعر دریا بودیش آرامگاه ۶
ناگهان شد آن خرک زانجا خطا
زد پسر بانگ از قفایش کای خدا ۷
شد خرم زین ره خطا نگذاریش
هر کجا باشد سلامت داریش ۸
پیر گفتا بانگ کم زن ای پسر
کاختیار از دست او هم شد بدر ۹
گر تو حکم راست خواهی خیز راست
اختیار اینجا گمان بردن خطاست ۱۰
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۰
۴۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۵۴ - جواب گفتن سلامان حکیم را
گوهر بعدی:بخش ۵۶ - تنگ شدن کار بر سلامان از ملالت بسیار شاه و حکیم را گذاشتن و با ابسال راه گریز برداشتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.