هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و عاشقانه بیانگر وابستگی و عشق شدید شاعر به معشوق (که میتواند خداوند یا یک انسان باشد) است. شاعر خود را بندهٔ خاص معشوق میداند و از بندگی دیگران آزاد است. او از تعلقات دنیوی رها شده و تنها به معشوق میاندیشد. شاعر از معشوق میخواهد که او را بپذیرد و راهی به سوی خودش نشان دهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و پیچیدهای است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
بخش ۸۱ - مناجات در توجه از مقام حریت به فتوت
ای غمت مایه ده شادی ما
بر درت بندگی آزادی ما ۱
بنده خاص تو را نیست پسند
بر دل از بندگی غیر تو بند ۲
فارغ است از دو جهان در دو جهان
نه عیان بسته چیزی نه نهان ۳
جا گرفته به سر خشک زمین
گشته در کوی فنا خاک نشین ۴
نشده خاطر او بند به هیچ
نه دلش یافته پیوند به هیچ ۵
تافته روی ز روی همه کس
روی در روی تو آورده و بس ۶
جامی از بندگی خویش ملول
دارد از خواجگیت چشم قبول ۷
بر درت عز قبولیش بده
در رهت اذن دخولیش بده ۸
بر وی افشان ز ره خود گردی
بر دلش نه ز غم خود دردی ۹
افکن از منزل بی دردانش
رخت در کوی جوانمردانش ۱۰
بر درت بندگی آزادی ما ۱
بنده خاص تو را نیست پسند
بر دل از بندگی غیر تو بند ۲
فارغ است از دو جهان در دو جهان
نه عیان بسته چیزی نه نهان ۳
جا گرفته به سر خشک زمین
گشته در کوی فنا خاک نشین ۴
نشده خاطر او بند به هیچ
نه دلش یافته پیوند به هیچ ۵
تافته روی ز روی همه کس
روی در روی تو آورده و بس ۶
جامی از بندگی خویش ملول
دارد از خواجگیت چشم قبول ۷
بر درت عز قبولیش بده
در رهت اذن دخولیش بده ۸
بر وی افشان ز ره خود گردی
بر دلش نه ز غم خود دردی ۹
افکن از منزل بی دردانش
رخت در کوی جوانمردانش ۱۰
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۰
۴۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۸۰ - حکایت آن پیر خارکش که از خار خواریش گل عزت می گشاد و جوان رعناوش که گل عزتش بوی خواری می داد
گوهر بعدی:بخش ۸۲ - عقد بیست و پنجم در فتوت که بار خود از گردن خلق نهادن است و زیر بار خلق ایستادن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.