هوش مصنوعی:
این شعر به موضوع ظلم و عدالت میپردازد و بیان میکند که دعای مظلومان واقعی مستجاب میشود، اما اگر کسی خود ستمگر باشد، دعایش بیاثر است. همچنین، به پیامدهای ظلم و زنجیرهای از اتفاقات ناگوار اشاره میکند که نهایتاً به عدالت مطلق میرسد. در پایان، شاعر به شادی و نوشیدن میپردازد و برای حاکم عادل آرزوی خیر میکند.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق اخلاقی و اجتماعی مانند ظلم، عدالت، و مسئولیتپذیری نیاز به درک و تجربه کافی دارد و برای سنین پایینتر ممکن است نامفهوم یا سنگین باشد.
بخش ۷ - جواب از این سؤال که چون دعای مظلوم مستجاب است چرا دعای اکثر مظلومان از اجابت در حجاب است
شنیدم که این نکته را ساده ای
بپرسید روزی ز آزاده ای ۱
که بسیار مظلوم را دیده ایم
فراوان دعاهاش بشنیده ایم ۲
یکی خصم را بسته غم نکرد
سر مویی از فرق او کم نکرد ۳
بگفت آن که سنگ از دمش موم نیست
اگر زیر تیغ است مظلوم نیست ۴
ستمکش اگر نی ستمگر بود
قبول دعایش مقرر بود ۵
وگر شغل او هم ستم پیشگیست
دعای وی از کوته اندیشگیست ۶
چو باشد دلش را سوی ظلم رو
نیاید دعایش فرو جز به رو ۷
درین ظلمت آباد پر گفت و گوی
بسی ظالمانند مظلوم روی ۸
غلام از ستم چوب بر خر شکست
به پاداش آن خواجه اش سر شکست ۹
زد انبان آن بیوه را رخنه موش
برآورد گربه ز جانش خروش ۱۰
بر آن مور گنجشک هم زور کرد
ازو دیگری معده معمور کرد ۱۱
نیابد امان دیگری نیز هم
ز چیزی شود پست و ناچیز هم ۱۲
همی رو چنین تا رسد سلسله
به جایی کز آنجا نشاید گله ۱۳
از آنجا همه عدل مطلق بود
حق محض و خیر محقق بود ۱۴
چو آنجا رسیدی خموشی به است
ز هر گفت و گو تیز هوشی به است ۱۵
بیا ساقیا برگ عشرت بساز
مکن در به روی حریفان فراز ۱۶
که از دولت شه نه کاووس و کی
بگیریم جام و بنوشیم می ۱۷
بیا مطربا مرحبایی بزن
دعایی بگوی و نوایی بزن ۱۸
که طبع شه از هر غم آزاد باد
به عدلش همه عالم آباد باد ۱۹
بپرسید روزی ز آزاده ای ۱
که بسیار مظلوم را دیده ایم
فراوان دعاهاش بشنیده ایم ۲
یکی خصم را بسته غم نکرد
سر مویی از فرق او کم نکرد ۳
بگفت آن که سنگ از دمش موم نیست
اگر زیر تیغ است مظلوم نیست ۴
ستمکش اگر نی ستمگر بود
قبول دعایش مقرر بود ۵
وگر شغل او هم ستم پیشگیست
دعای وی از کوته اندیشگیست ۶
چو باشد دلش را سوی ظلم رو
نیاید دعایش فرو جز به رو ۷
درین ظلمت آباد پر گفت و گوی
بسی ظالمانند مظلوم روی ۸
غلام از ستم چوب بر خر شکست
به پاداش آن خواجه اش سر شکست ۹
زد انبان آن بیوه را رخنه موش
برآورد گربه ز جانش خروش ۱۰
بر آن مور گنجشک هم زور کرد
ازو دیگری معده معمور کرد ۱۱
نیابد امان دیگری نیز هم
ز چیزی شود پست و ناچیز هم ۱۲
همی رو چنین تا رسد سلسله
به جایی کز آنجا نشاید گله ۱۳
از آنجا همه عدل مطلق بود
حق محض و خیر محقق بود ۱۴
چو آنجا رسیدی خموشی به است
ز هر گفت و گو تیز هوشی به است ۱۵
بیا ساقیا برگ عشرت بساز
مکن در به روی حریفان فراز ۱۶
که از دولت شه نه کاووس و کی
بگیریم جام و بنوشیم می ۱۷
بیا مطربا مرحبایی بزن
دعایی بگوی و نوایی بزن ۱۸
که طبع شه از هر غم آزاد باد
به عدلش همه عالم آباد باد ۱۹
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۹
۴۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۶ - در مدحت سایه خدا که سایه بودن وی مر آن حضرت را چون آفتاب بر همه ذرات عالم روشن است لازال ممدودا علی مفارق العالمین
گوهر بعدی:بخش ۸ - گوش خالی فرزند ارجمند را به گوهر پند گوهر بند کردن و لوح ساده اش را به نقوش نصیحت نشانمند ساختن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.