هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد جدایی و عشق شدید خود به معشوق می‌گوید. او از نگاه نکردن معشوق به سوی خود شکایت دارد و حسرت این بی‌توجهی را بیان می‌کند. با وجود این، شاعر همچنان مجذوب جمال معشوق است و از مقایسه خود با رقیبان می‌پرهیزد. در پایان، با اشاره به هلالی که بر درگاه معشوق خوار شده، این وضعیت را نه خواری بلکه عزت خود می‌داند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های پیچیده در شعر، فهم آن را برای سنین پایینتر چالش‌برانگیز می‌کند.

غزل ۱۶ - بی تو، چندان که محنتست مرا

بی تو، چندان که محنتست مرا
با تو چندان محبتست مرا ۱

مردم و سوی من نمی نگری
بنگر کین چه حسرتست مرا ۲

رخ نهفتی، ولی بدیده دل
در جمال تو حیرتست مرا ۳

نسبت من چه می کنی برقیب؟
با رقیبان چه نسبتست مرا؟ ۴

خوار شد بر درت هلالی و گفت:
این نه خواریست، عزتست مرا ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۷
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵ - یک دو روزی می گذارد یار من تنها مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۷ - شوق درون بسوی دری می کشد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.