هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و ایثار سخن میگوید و تمایل خود را برای فداکاری در راه معشوق بیان میکند. او از مرگ در حضور معشوق، خاکسپاری در نزدیکی او، و حتی قربانی شدن به دست معشوق سخن میگوید. شاعر همچنین از دوستان میخواهد که پس از مرگش، به جای فکر کردن به دل، به او به عنوان فردی بیدل فکر کنند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و تمایل به مرگ و فداکاری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا ناراحتکننده باشد. همچنین، استفاده از زبان شعری کلاسیک ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
غزل ۱۷۴ - من نمیخواهم که : در کویش مرا بسمل کنید
من نمیخواهم که : در کویش مرا بسمل کنید
حیف باشد کان چنان خاکی بخونم گل کنید ۱
چون نخواهم زیست دور از روی او، بهر خدا
تیغ بردارید و پیش او مرا بسمل کنید ۲
بهر قتلم رنجه میدارید دست ناز کش
هم بدست خود مرا قربان آن قاتل کنید ۳
چون بعزم خاک بردارید تابوت مرا
هر قدم، صد جا، بگرد کوی او منزل کنید ۴
تا رخش من بینم و جز من نبیند دیگری
پیش رویش پرده چشم مرا حایل کنید ۵
دل در آن کویست و من بیدل، خدا را، بعد ازین
بگذرید از فکر دل، فکر من بیدل کنید ۶
ای حریفانی، که جا در بزم آن مه کرده اید
تا هلالی هم درآید، رخصتی حاصل کنید ۷
حیف باشد کان چنان خاکی بخونم گل کنید ۱
چون نخواهم زیست دور از روی او، بهر خدا
تیغ بردارید و پیش او مرا بسمل کنید ۲
بهر قتلم رنجه میدارید دست ناز کش
هم بدست خود مرا قربان آن قاتل کنید ۳
چون بعزم خاک بردارید تابوت مرا
هر قدم، صد جا، بگرد کوی او منزل کنید ۴
تا رخش من بینم و جز من نبیند دیگری
پیش رویش پرده چشم مرا حایل کنید ۵
دل در آن کویست و من بیدل، خدا را، بعد ازین
بگذرید از فکر دل، فکر من بیدل کنید ۶
ای حریفانی، که جا در بزم آن مه کرده اید
تا هلالی هم درآید، رخصتی حاصل کنید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۳ - ای بتان سنگدل، تا چند استغنا کنید؟
گوهر بعدی:غزل ۱۷۵ - دوستان، امشب دوای درد محزونم کنید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.