هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، توصیفی زیبا از معشوق و احساسات شاعر نسبت به اوست. شاعر با زیبایی‌های طبیعی مانند سرو، گل و ماه، معشوق را می‌ستاید و از فراق و تنهایی خود می‌نالد. او آرزوی وصال و دیدار دوباره را دارد و در پایان، با اشاره به محال بودن این آرزو، گفتگو را به پایان می‌رساند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و عارفانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۲۱۹ - ای تو سرو چمن حسن و گل باغ جمال

ای تو سرو چمن حسن و گل باغ جمال
جلوه حسن و جمالت همه در حد کمال ۱

با چنین حسن ترا ماه فلک چون گویم؟
آفتابی، به تو، یارب، نرسد هیچ زوال! ۲

کاتبان قلم صنع، که مشکین رقمند
صفحه روی تو آراسته اند از خط و خال ۳

با تو خواهم که: صبا حال مرا عرضه دهد
لیکن آنجا که تویی باد صبا را چه مجال؟ ۴

بی تو هر شب منم و گوشه تنهایی خویش
پای در دامن غم، سر به گریبان ملال ۵

وه! چه فرخنده شبی باشد و خرم روزی!
که فراق تو مبدل شده باشد به وصال ۶

روی در روی تو آرم، همه وقت، از همه سو
چشم بر چشم تو باشم، همه جا، در همه حال ۷

با تو از هر طرفی صد سخن آرم به میان
هر جوابی که دهی، باز در آیم به سؤال ۸

گفتگو چند؟ هلالی، دگر افسانه مخوان
تو کجا؟ وصل کجا؟ این چه خیالیست محال؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۴
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۸ - نیست غم، گر شد گریبان من از غم چاک جاک
گوهر بعدی:غزل ۲۲۰ - ظاهر نکنم پیش رقیبان الم دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.