هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلدادگی شدید خود سخن میگوید. او خود را در راه معشوق گمکرده و حاضر است هر رنجی را تحمل کند. شاعر از ضعف و ناتوانی خود در برابر عشق میگوید و آرزو میکند که همیشه در این راه بماند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین ممکن است برخی از مضامین مانند رنج و دلدادگی شدید برای نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
غزل ۲۳۰ - به راهت بینم و از بیخودی بر رهگذر غلتم
به راهت بینم و از بیخودی بر رهگذر غلتم
به هر جا پا نهی، از شوق پابوست به سر غلتم ۱
به هر پهلو، که می افتم، به پهلوی سگت شبها
نمیخواهم کز آن پهلو به پهلوی دگر غلتم ۲
بدان در وقت بسمل از تو میخواهم چنان زخمی
که عمری نیم بسمل باشم و بر خاک در غلتم ۳
به امیدی که روزی بر سرم آید سگ کویت
در آن کو هر شبی تا روز در خون جگر غلتم ۴
چنان زار و ضعیفم در هوای سرو بالایی
که همچون خار و خاشاک از دم باد سحر غلتم ۵
نمیخواهم که از بزم وصال او روم بیرون
کرم کن، ساقیا، جامی که آنجا بیخبر غلتم ۶
هلالی، چون مرا در کوی آن مه ناتوان بینی
بگیر از دستم و بگذار تا بار دگر غلتم ۷
به هر جا پا نهی، از شوق پابوست به سر غلتم ۱
به هر پهلو، که می افتم، به پهلوی سگت شبها
نمیخواهم کز آن پهلو به پهلوی دگر غلتم ۲
بدان در وقت بسمل از تو میخواهم چنان زخمی
که عمری نیم بسمل باشم و بر خاک در غلتم ۳
به امیدی که روزی بر سرم آید سگ کویت
در آن کو هر شبی تا روز در خون جگر غلتم ۴
چنان زار و ضعیفم در هوای سرو بالایی
که همچون خار و خاشاک از دم باد سحر غلتم ۵
نمیخواهم که از بزم وصال او روم بیرون
کرم کن، ساقیا، جامی که آنجا بیخبر غلتم ۶
هلالی، چون مرا در کوی آن مه ناتوان بینی
بگیر از دستم و بگذار تا بار دگر غلتم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۴
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۹ - هر شب به سر کوی تو از پای در افتم
گوهر بعدی:غزل ۲۳۱ - اگر چون خاک پامالم کنی، خاک درت گردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.