هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر از نگاه معشوق، عتاب و نازهای او سخن میگوید و خود را اسیر و فدایی معشوق میداند. او از حسرت دیدار و انتظار طولانی برای پاسخی از معشوق میگوید و خود را همچون سگانی بسته به طناب معشوص توصیف میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'سگان بسته طناب' ممکن است نیاز به بلوغ ذهنی برای درک صحیح داشته باشند.
غزل ۲۸۰ - خراب یک نظر از چشم نیم خواب توایم
خراب یک نظر از چشم نیم خواب توایم
بحال ما نظری کن، که ما خراب توایم ۱
سؤال ما بتو از حد گذشت، لب بگشا
که سالهاست که در حسرت جواب توایم ۲
چه حد آن که توانیم هم عنان تو شد؟
همین سعادت ما بس که: در رکاب توایم ۳
عتاب تو کشد و ناز تو هلاک کند
هلاک ناز تو و کشته عتاب توایم ۴
عجب نباشد اگر از لبت بکام رسیم
که مست باده نازی و ما کباب توایم ۵
ز مهر روی تو داریم داغها بر دل
ستاره سوخته از تاب آفتاب توایم ۶
من و هلالی ازین در بهیچ جا نرویم
چرا که همچو سگان بسته طناب توایم ۷
بحال ما نظری کن، که ما خراب توایم ۱
سؤال ما بتو از حد گذشت، لب بگشا
که سالهاست که در حسرت جواب توایم ۲
چه حد آن که توانیم هم عنان تو شد؟
همین سعادت ما بس که: در رکاب توایم ۳
عتاب تو کشد و ناز تو هلاک کند
هلاک ناز تو و کشته عتاب توایم ۴
عجب نباشد اگر از لبت بکام رسیم
که مست باده نازی و ما کباب توایم ۵
ز مهر روی تو داریم داغها بر دل
ستاره سوخته از تاب آفتاب توایم ۶
من و هلالی ازین در بهیچ جا نرویم
چرا که همچو سگان بسته طناب توایم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۶۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۹ - به حمدالله! که جان بر باد رفت و خاک شد تن هم
گوهر بعدی:غزل ۲۸۱ - هر خوبییی، که از همه خوبان شنیدهایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.