هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزلی، توصیفی شاعرانه از معشوقه‌ای است که با زیبایی‌هایش مانند قد نازک، زلف سیاه و خال مشکین، دل شاعر را می‌سوزاند. شاعر از عشق و حسرت خود می‌گوید و معشوقه را به تصاویری مانند سرو آزاد و گل رز تشبیه می‌کند. همچنین، از درد فراق و نام رقیب نیز سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به کار رفته ممکن است نیاز به دانش ادبی پایه داشته باشند.

غزل ۳۵۸ - کیست آن سرو روان؟ کز ناز دامن بر زده

کیست آن سرو روان؟ کز ناز دامن بر زده
جامه گلگون کرده و آتش به عالم در زده

کرده هر شب ز آتش حسرت دل ما را کباب
با حریفان دگر تا صبح دم ساغر زده

وصف قد نازکش، گر راست می‌پرسی ز من
سرو آزادیست کز باغ لطافت سر زده

خواب چون آید؟ که شب‌ها بر دل ما تا سحر
هر زمان زنجیر زلفش حلقه‌ای دیگر زده

خط او بر برگ نسرین گرد مشک آمیخته
خال او بر صفحه گل نقطه از عنبر زده

چشم خونریزش که دارد هر طرف مژگان تیز
هست قصابی که بر دور میان خنجر زده

تلخم آید بر لب شیرین او نام رقیب
زانکه بهر کشتنم زهریست در شکر زده

باد، گویا، بی گل رویش، چو من دیوانه شد
ورنه خود را از چه رو بر خاک و خاکستر زده؟

تا هلالی کرد روی زرد خود فرش رهش
توسن او گاه جولان نعل‌ها بر زر زده
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۱
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۷ - جان من، گاهی سخن کن ز آن لب و کامی بده
گوهر بعدی:غزل ۳۵۹ - بر بستر هلاکم، بیمار و زار مانده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.