هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و رنج عشق نافرجام می‌گوید. او از دویدن به سوی معشوق و تحمل سختی‌ها سخن می‌گوید، اما در نهایت معشوق مانند غزال وحشی از او می‌گریزد. شاعر معشوق را نور چشم خود می‌داند، اما از ندیدن او رنج می‌برد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاشقانه‌ای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای گروه‌های سنی پایین دشوار باشد.

غزل ۳۶۱ - به خون نشست دلم، خار غم خلیده خلیده

به خون نشست دلم، خار غم خلیده خلیده
به سیل داد مرا خون دل چکیده چکیده

به راه عشق فتادم ز پا، دویده دویده
به جور خوی گرفتم ستم کشیده کشیده

تو نور چشم منی، جا درون دیده من کن
که دیده، دیده المها، تو را ندیده ندیده

غزال وحشی من هست از رقیب گریزان
بلی، که می‌رود آهو ز سگ دویده دویده

خیال چشم تو کرد و ز خویش رفت هلالی
به رنگ آهوی وحشی ز خود رمیده رمیده
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۵
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶۰ - ای همچو پری از من دیوانه رمیده
گوهر بعدی:غزل ۳۶۲ - دردا! که باز ما را دردی عجب رسیده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.