هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر به توصیف عشق، زیبایی، و قدرت میپردازد. بخشی از شعر به مدح و ستایش یک پادشاه یا شخصیت قدرتمند (شهریار جهان) اختصاص دارد و از فضایل، قدرت نظامی، و عدالت او سخن میگوید. همچنین، در بخشهایی از شعر، مفاهیم عرفانی و فلسفی مانند عشق، رنج، و گذر زمان مطرح شدهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به دانش ادبی و تاریخی نیاز دارند.
شمارهٔ ۲۸ - در مدح سلطان محمود
ز عشق خویش مگر زلف آن پری رخسار
شکسته شد که چنین چفته گشت چنبروار ۱
زره نبود و زره شد ز بس گره که گرفت
شب سیاه که دید از گره زره کردار ۲
ز بسکه لعب نماید ز بسکه بوی دهد
گهی مشعبد خوانندش و گهی عطار ۳
نگر که باد برو بر چگونه مستولبست
که گاه دایره سازد ازو و گه پرگار ۴
مده بعشق عنان ای دل ار نخواهی رنج
که هر که عاشق شد رنجه دل زید هموار ۵
همی نگاری بیهوده زر بمروارید
که من بشهر نگاری بدیع دارم یار ۶
ز شهر و یار تو بس ، مدح شهریار جهان
مخواه خوبتر از مدح شهریار نگار ۷
بزرگ خسرو مشرق خدایگان عجم
امام بار خدایان و قبلۀ احرار ۸
دل هزیمتیانش بسان سیمابست
که لرزه بیشتر آنگه کند که یافت قرار ۹
بپارسائی ماند همی پرستش او
بهر دو گیتی نیکست پارسا را کار ۱۰
به تنگدستی ماند همی مخالفتش
همیشه جفت بود تنگدستی و تیمار ۱۱
سوار سست شود پیش لشکرش گوئی
که لشکرش چون آبست و کاغذست سوار ۱۲
نماند جائی و جزوی ازین زمین که نکرد
هزار بار مر او را بسم اسب غبار ۱۳
اگر نه گرد شدی خاک و بازننشستی
بجمله گرد شدستی کنون بلاد و قفار ۱۴
بمشرق ار بکند عزم او یکی حرکت
بمغرب اندر پیدا شود ازو آثار ۱۵
بفضل او نرسد هیچ معنی از پی آن
که اندکست معانی و فضل او بسیار ۱۶
بگوی مدحش اگر مدح گفته ای کس را
که مدح اوست ز مدح دگر کس استغفار ۱۷
در آب پیل از آن ره کند که ایمن نیست
ز بیم آتش آن تیغ تیز جان اوبار ۱۸
از آنکه گوید آتش بآب در نبود
همی شنو سخن و هیچ استوار مدار ۱۹
که تیغ شاه جهاندار چون برهنه شود
بآب ماند و آتش فروزد از کردار ۲۰
خدای هیچ ملک را بخواب ننموده است
هزار یک زان کورا بداد و او بیدار ۲۱
همیشه تا ز شب تیره بر نتابد روز
همیشه تا ز یم نیل بر نخیزد نار ۲۲
بقای شاه جهان باد و عزّ و دولت او
تنش درست و نگهدارش ایزد دادار ۲۳
خجسته باد بدو عید و روزه پذرفته
خجسته باد بر او سال و ماه و لیل ونهار ۲۴
شکسته شد که چنین چفته گشت چنبروار ۱
زره نبود و زره شد ز بس گره که گرفت
شب سیاه که دید از گره زره کردار ۲
ز بسکه لعب نماید ز بسکه بوی دهد
گهی مشعبد خوانندش و گهی عطار ۳
نگر که باد برو بر چگونه مستولبست
که گاه دایره سازد ازو و گه پرگار ۴
مده بعشق عنان ای دل ار نخواهی رنج
که هر که عاشق شد رنجه دل زید هموار ۵
همی نگاری بیهوده زر بمروارید
که من بشهر نگاری بدیع دارم یار ۶
ز شهر و یار تو بس ، مدح شهریار جهان
مخواه خوبتر از مدح شهریار نگار ۷
بزرگ خسرو مشرق خدایگان عجم
امام بار خدایان و قبلۀ احرار ۸
دل هزیمتیانش بسان سیمابست
که لرزه بیشتر آنگه کند که یافت قرار ۹
بپارسائی ماند همی پرستش او
بهر دو گیتی نیکست پارسا را کار ۱۰
به تنگدستی ماند همی مخالفتش
همیشه جفت بود تنگدستی و تیمار ۱۱
سوار سست شود پیش لشکرش گوئی
که لشکرش چون آبست و کاغذست سوار ۱۲
نماند جائی و جزوی ازین زمین که نکرد
هزار بار مر او را بسم اسب غبار ۱۳
اگر نه گرد شدی خاک و بازننشستی
بجمله گرد شدستی کنون بلاد و قفار ۱۴
بمشرق ار بکند عزم او یکی حرکت
بمغرب اندر پیدا شود ازو آثار ۱۵
بفضل او نرسد هیچ معنی از پی آن
که اندکست معانی و فضل او بسیار ۱۶
بگوی مدحش اگر مدح گفته ای کس را
که مدح اوست ز مدح دگر کس استغفار ۱۷
در آب پیل از آن ره کند که ایمن نیست
ز بیم آتش آن تیغ تیز جان اوبار ۱۸
از آنکه گوید آتش بآب در نبود
همی شنو سخن و هیچ استوار مدار ۱۹
که تیغ شاه جهاندار چون برهنه شود
بآب ماند و آتش فروزد از کردار ۲۰
خدای هیچ ملک را بخواب ننموده است
هزار یک زان کورا بداد و او بیدار ۲۱
همیشه تا ز شب تیره بر نتابد روز
همیشه تا ز یم نیل بر نخیزد نار ۲۲
بقای شاه جهان باد و عزّ و دولت او
تنش درست و نگهدارش ایزد دادار ۲۳
خجسته باد بدو عید و روزه پذرفته
خجسته باد بر او سال و ماه و لیل ونهار ۲۴
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۲۴
۴۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۷ - ایضاً در مدح سلطان محمود
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۹ - ایضاً در مدح سلطان محمود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.