هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غنایی، به توصیف معشوق و ویژگیهای منحصر به فرد او میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای خلاقانه، عشق و وفاداری خود را بیان میکند و معشوق را با عناصری مانند ارغوان، پرنیان و آفتاب مقایسه میکند. همچنین، در بخشی از شعر به مدح سلطان و افتخارات او اشاره شده است.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و غنایی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۴ - با من امروز آن شکر لب را زبانی دیگرست
با من امروز آن شکر لب را زبانی دیگرست
وز لطافت بر زبان او نشانی دیگرست ۱
نوبرم هر روز داد از بوستان مهر خویش
نوبری کامروز داد از بوستانی دیگرست ۲
در وفاداری به جان من بسی سوگند خورد
تا نگویم من که سوگندش به جانی دیگرست ۳
من کنون در عاشقی با او به لونی دیگرم
زانکه او در دوستی با من به سانی دیگرست ۴
هست هر روز از وصال او مرا سودی دگر
گرچه از هجرش مرا هر شب زیانی دیگرست ۵
گر ز تیر غمزهٔ او دل نگه دارم رواست
زانکه بر دل زخم آن تیر از کمانی دیگرست ۶
ارغوان رنگش رخ است و ارغوان رنگش قبا
هر یکی گویی به سرخی ارغوانی دیگرست ۷
سینهٔ نرمش چو میساوم به زیر دست خویش
بینم آن سینه به نرمی پرنیانی دیگرست ۸
نیست در لشکر به زیبایی چو او یک داستان
گرچه زو در هر وثاقی داستانی دیگرست ۹
آفتاب دیگرش خوانند در لشکر همی
زانکه لشکرگاه سلطان آسمانی دیگرست ۱۰
شاه گیتی بوالمظفر کز فتوح و از ظفر
در جهان مختصر گویی جهانی دیگرست ۱۱
گر برفت آنکس که بود اندر جهان صاحبقران
بر کیارق بعد ازو صاحبقرانی دیگرست ۱۲
هست رکنالدین و برهان امیرالمومنین
راستگویی طغرل و البارسلانی دیگرست ۱۳
وز لطافت بر زبان او نشانی دیگرست ۱
نوبرم هر روز داد از بوستان مهر خویش
نوبری کامروز داد از بوستانی دیگرست ۲
در وفاداری به جان من بسی سوگند خورد
تا نگویم من که سوگندش به جانی دیگرست ۳
من کنون در عاشقی با او به لونی دیگرم
زانکه او در دوستی با من به سانی دیگرست ۴
هست هر روز از وصال او مرا سودی دگر
گرچه از هجرش مرا هر شب زیانی دیگرست ۵
گر ز تیر غمزهٔ او دل نگه دارم رواست
زانکه بر دل زخم آن تیر از کمانی دیگرست ۶
ارغوان رنگش رخ است و ارغوان رنگش قبا
هر یکی گویی به سرخی ارغوانی دیگرست ۷
سینهٔ نرمش چو میساوم به زیر دست خویش
بینم آن سینه به نرمی پرنیانی دیگرست ۸
نیست در لشکر به زیبایی چو او یک داستان
گرچه زو در هر وثاقی داستانی دیگرست ۹
آفتاب دیگرش خوانند در لشکر همی
زانکه لشکرگاه سلطان آسمانی دیگرست ۱۰
شاه گیتی بوالمظفر کز فتوح و از ظفر
در جهان مختصر گویی جهانی دیگرست ۱۱
گر برفت آنکس که بود اندر جهان صاحبقران
بر کیارق بعد ازو صاحبقرانی دیگرست ۱۲
هست رکنالدین و برهان امیرالمومنین
راستگویی طغرل و البارسلانی دیگرست ۱۳
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۳
۳۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳ - چه صورت است که بیجان بدیع رفتارست
گوهر بعدی:شماره ۷۵ - فرخ ملک مشرق مهمان وزیرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.