هوش مصنوعی:
این متن یک شعر حماسی و مدحی است که در ستایش پادشاهی قدرتمند و عادل سروده شده است. شاعر هفت نماد قدرت و حکومت (دین، ملک، تاج، تخت، رایت، تیغ و قلم) را برمیشمارد و پادشاه را با شخصیتهای اساطیری و پیامبران مانند افریدون، ذوالقرنین، جم، موسی و عیسی مقایسه میکند. او عدل و دین پادشاه را ستوده و آرزو میکند که حکومت او پایدار بماند و دشمنانش نابود شوند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم پیچیده تاریخی، مذهبی و سیاسی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار است. همچنین، برخی از اشارات به جنگ و خشونت (مانند تیغ و نابودی دشمنان) ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شماره ۲۹۷ - هفت چیز از خسرو عالم همی نازد به هم
هفت چیز از خسرو عالم همی نازد به هم
دین و ملک و تاج و تخت و رایت و تیغ و قلم ۱
آن خداوندی که مغرب دارد او زیر نگین
وان شهنشاهی که مشرق دارد او زیر علم ۲
سایهٔ یزدان ملک شاه آنکه اندر ملک خویش
بندگان دارد چو افریدون و ذوالقرنین و جم ۳
تا که او گیتی گشاد و بست بر شاهی کمر
قیمت شاهی فزود و کاست از گیتی ستم ۴
همچنان کارایش سیارگان است آفتاب
نام او آرایش خطبه است و دینار و درم ۵
آورد جودش ولی را از عدم سوی وجود
افکند تیغش عدو را از وجود اندر عدم ۶
موسی عمران مگر بگرفت تیغش را به کف
عیسی مریم مگر پرورد جودش را به دم ۷
حاجت پیغمبران و حجت پیغمبری
گر ندیدی شو نگه کن دین و عدلش را به هم ۸
عدل او از حاجت پیغمبران دارد نشان
دین او از حجت پیغمبران دارد رقم ۹
تا نه بس مدت به دولت کرد خواهد شهریار
رومیان را همچو حاج و روم را همچون حرم ۱۰
در چلیپاخانهٔ قیصر بسی مدت نماند
تا نهد سیپاره قرآن را و بردارد صنم ۱۱
از شجاعت وز سخا نازند میران عرب
وز فتوت وز کرم نازند شاهان عجم ۱۲
گو بیایید و بیاموزید از این فرخنده شاه
هم شجاعت هم سخاوت هم فتوت هم کرم ۱۳
تا بود درچرخ دور و تابود در مهر نور
تا بود در بحر موج و تا بود در ابر نم ۱۴
هرکجا شادی است با شه باد و غم با دشمنان
جفت شادی پادشاه و دشمنانش جفت غم ۱۵
ملک چون افزون بود بدخواه کم باشد بلی
ملک او هر ساعت افزون باد و بدخواهانش کم ۱۶
دین و ملک و تاج و تخت و رایت و تیغ و قلم ۱
آن خداوندی که مغرب دارد او زیر نگین
وان شهنشاهی که مشرق دارد او زیر علم ۲
سایهٔ یزدان ملک شاه آنکه اندر ملک خویش
بندگان دارد چو افریدون و ذوالقرنین و جم ۳
تا که او گیتی گشاد و بست بر شاهی کمر
قیمت شاهی فزود و کاست از گیتی ستم ۴
همچنان کارایش سیارگان است آفتاب
نام او آرایش خطبه است و دینار و درم ۵
آورد جودش ولی را از عدم سوی وجود
افکند تیغش عدو را از وجود اندر عدم ۶
موسی عمران مگر بگرفت تیغش را به کف
عیسی مریم مگر پرورد جودش را به دم ۷
حاجت پیغمبران و حجت پیغمبری
گر ندیدی شو نگه کن دین و عدلش را به هم ۸
عدل او از حاجت پیغمبران دارد نشان
دین او از حجت پیغمبران دارد رقم ۹
تا نه بس مدت به دولت کرد خواهد شهریار
رومیان را همچو حاج و روم را همچون حرم ۱۰
در چلیپاخانهٔ قیصر بسی مدت نماند
تا نهد سیپاره قرآن را و بردارد صنم ۱۱
از شجاعت وز سخا نازند میران عرب
وز فتوت وز کرم نازند شاهان عجم ۱۲
گو بیایید و بیاموزید از این فرخنده شاه
هم شجاعت هم سخاوت هم فتوت هم کرم ۱۳
تا بود درچرخ دور و تابود در مهر نور
تا بود در بحر موج و تا بود در ابر نم ۱۴
هرکجا شادی است با شه باد و غم با دشمنان
جفت شادی پادشاه و دشمنانش جفت غم ۱۵
ملک چون افزون بود بدخواه کم باشد بلی
ملک او هر ساعت افزون باد و بدخواهانش کم ۱۶
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۶
۳۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۶ - آن چنبر پرحلقه و ان حلقه پرخم
گوهر بعدی:شماره ۲۹۸ - موسم عید و لب دجله و بغداد خُرَم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.