هوش مصنوعی:
این شعر به انتقاد از فردی به نام "پیر فوطه پوش" میپردازد که ادعای عشق دارد اما ظاهر و رفتارش با عشق واقعی در تضاد است. شاعر اشاره میکند که عشق واقعی نیازمند صداقت و فداکاری است و این فرد با تظاهر و ریاکاری نمیتواند عاشق واقعی باشد. در پایان، شاعر توصیه میکند که به جای سخنان بیاساس، به بادهنوشی روی آورد که برای او مناسبتر است.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم انتقادی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به بادهنوشی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۵ - ز عشق لاف تو ای پیر فوطه پوش خطاست
ز عشق لاف تو ای پیر فوطه پوش خطاست
که عشق و فوطه و پیری بهم نیاید راست ۱
تو را که هست دو عارض سپید و جامه کبود
دلت سیاه و رخت زرد و اشک سرخ چراست ۲
تو را به عشق همه راستگوی نشناسند
و گرچه بر تو اثرهای عاشقی پیداست ۳
مگر که بشکنی از بهر عشق توبه و نذر
که نذر و توبه شکستن ز بهر عشق رواست ۴
سخن ز رَحل مگوی و ز رَطل گوی سخن
که عاشقی و به دست تو رطل باده سزاست ۵
که عشق و فوطه و پیری بهم نیاید راست ۱
تو را که هست دو عارض سپید و جامه کبود
دلت سیاه و رخت زرد و اشک سرخ چراست ۲
تو را به عشق همه راستگوی نشناسند
و گرچه بر تو اثرهای عاشقی پیداست ۳
مگر که بشکنی از بهر عشق توبه و نذر
که نذر و توبه شکستن ز بهر عشق رواست ۴
سخن ز رَحل مگوی و ز رَطل گوی سخن
که عاشقی و به دست تو رطل باده سزاست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴ - شب نماید در صفت زلفین آن بت روی را
گوهر بعدی:شماره ۶ - حلقههای زلف جانان تا سراندر سرزده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.