هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی سخن میگوید و بیان میکند که نمیتواند از عشق دست بکشد. او به زیبایی معشوق و زلف سیاهش اشاره کرده و آرزوی نزدیکی به او را دارد. همچنین، شاعر برتری کلام معشوق را میپذیرد و خود را نیازمند او میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۵ - کرانه گیرم تا خود ز عشق باز کنم
کرانه گیرم تا خود ز عشق باز کنم
در خصومت بر خویشتن فراز کنم ۱
زعشق دوست بدین عشق و دوستی که منم
نه ممکن است که من خود زعشق باز کنم ۲
زیاد روی خداوند آن دو زلف سیاه
چو نام عشق بود من سخن دراز کنم ۳
گرش ببینم و دستم به زلف او نرسد
به چشم با سر زلفش ز دور راز کنم ۴
نیوفتد سخنش در برابر سخنم
که او حدیث زناز و من از نیاز کنم ۵
در خصومت بر خویشتن فراز کنم ۱
زعشق دوست بدین عشق و دوستی که منم
نه ممکن است که من خود زعشق باز کنم ۲
زیاد روی خداوند آن دو زلف سیاه
چو نام عشق بود من سخن دراز کنم ۳
گرش ببینم و دستم به زلف او نرسد
به چشم با سر زلفش ز دور راز کنم ۴
نیوفتد سخنش در برابر سخنم
که او حدیث زناز و من از نیاز کنم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴ - دلم را یاری از یاری ندیدم
گوهر بعدی:شماره ۳۶ - اگر یگانه شوی با تو دل یگانهکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.