هوش مصنوعی:
شاعر از خداوند میخواهد که در بزم خود او را از بلاها نجات دهد و به او افتخار دهد. او ابراز میکند که سالهاست خدمتگزار خدا بوده و حتی اگر دیگران ندانند، خدا از وفاداری او آگاه است. شاعر آرزو میکند که تا قیامت، مایه فخر باشد و در بزم الهی مورد احترام قرار گیرد.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عرفانی و معنوی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱ - ای خداوندی که چون در بزم بنشانی مرا
ای خداوندی که چون در بزم بنشانی مرا
از بلا و محنت ایام برهانی مرا ۱
حق خدمت دارم اندر دولت تو سالها
گر کس دیگر نمیداند همی دانی مرا ۲
تا قیامت فخر من باشد که اندر بزم خویش
در بر تختم نشانی و بدر خوانی مرا ۳
از بلا و محنت ایام برهانی مرا ۱
حق خدمت دارم اندر دولت تو سالها
گر کس دیگر نمیداند همی دانی مرا ۲
تا قیامت فخر من باشد که اندر بزم خویش
در بر تختم نشانی و بدر خوانی مرا ۳
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۳
۴۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:غزلیات
گوهر بعدی:شماره ۲ - شریف خاطر مسعود سعد سلمان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.