هوش مصنوعی:
متن یک شعر عرفانی است که در آن شاعر به دیدار پیر خرابات میرود و از او راهنمایی میخواهد. پیر به او توصیه میکند که از عبادتهای ظاهری بپرهیزد و به جای آن، به حقیقت درون و وصال با معشوق حقیقی بپردازد. شاعر از اهمیت رهایی از خیالات و رسیدن به کمالات سخن میگوید و در نهایت، به لطف و رحمت الهی امیدوار است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و دانش ادبی دارند که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۶ - رفتم و دریافتم پیر خرابات را
رفتم و دریافتم پیر خرابات را
باز نمودم بدو کلّ مهمّات را ۱
گفت به من ای فلان وقت همی درگذشت
بیش عبادت مکن کعبه پرلات را ۲
سینه نه پرداخته دیده نه بردوخته
چند پرستی چنین محض خیالات را ۳
رفته برون از خیال محو شده در وصال
گر شده ای یافتی کلّ کمالات را ۴
دست برآورده ایم گرچه درین باب نیست
حاجت دستان ما قاضی حاجات را ۵
هم به ترحم کند عاقبت الامر کار
بر سر مستان کند جام مصافات را ۶
چون بر او بود و برد جمله توان گفت نی
بار دگر طالبم عهد ملاقات را ۷
در رصد این محل نیس نزاری ولی
منتخبی می کند شرح موالات را ۸
تا نفسم می رود بر نفسم می رود
رفتم و دریافتم پیر خرابات را ۹
باز نمودم بدو کلّ مهمّات را ۱
گفت به من ای فلان وقت همی درگذشت
بیش عبادت مکن کعبه پرلات را ۲
سینه نه پرداخته دیده نه بردوخته
چند پرستی چنین محض خیالات را ۳
رفته برون از خیال محو شده در وصال
گر شده ای یافتی کلّ کمالات را ۴
دست برآورده ایم گرچه درین باب نیست
حاجت دستان ما قاضی حاجات را ۵
هم به ترحم کند عاقبت الامر کار
بر سر مستان کند جام مصافات را ۶
چون بر او بود و برد جمله توان گفت نی
بار دگر طالبم عهد ملاقات را ۷
در رصد این محل نیس نزاری ولی
منتخبی می کند شرح موالات را ۸
تا نفسم می رود بر نفسم می رود
رفتم و دریافتم پیر خرابات را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵ - عیبم مکن که دوست ندارم رقیب را
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - برخیز ساقیا بده آب حیات را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.