هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به بیان عشق و علاقهی شدید خود به معشوق میپردازد و از بیتوجهی و سردی او شکایت میکند. او خود را تشنهای مستعجل به آب و معشوق را سیر و بینیاز توصیف میکند. شاعر از دیوانگی خود به خاطر زلف پرتاب معشوق میگوید و بیان میکند که هر چه در وصف زیبایی معشوق بگوید، باز هم کم است. در پایان، از رنجی که معشوق به او میدهد گلایه میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و احساسی است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۸ - دیر شد تا دوست می دارم ترا
دیر شد تا دوست می دارم ترا
آخر ای بخت از درم روزی درآ ۱
من به تو چون تشنه مستعجل به آب
تو چرا از من چنین سیری چرا ۲
گر خطایی در وجود آمد ز من
جان غرامت می دهم بی ماجرا ۳
تو جهان جانی و جان جهان
بی تو گر بر من سرآید گو سرآ ۴
زلف پرتابت مرا دیوانه کرد
چند رنجانی من دیوانه را ۵
هر چه در حسن تو خواهم کرد وصف
تو از آن هستی به خوبی ماورا ۶
قوتی یابد نزاری راستی
گر کند بر سبزه خطّت چرا ۷
آخر ای بخت از درم روزی درآ ۱
من به تو چون تشنه مستعجل به آب
تو چرا از من چنین سیری چرا ۲
گر خطایی در وجود آمد ز من
جان غرامت می دهم بی ماجرا ۳
تو جهان جانی و جان جهان
بی تو گر بر من سرآید گو سرآ ۴
زلف پرتابت مرا دیوانه کرد
چند رنجانی من دیوانه را ۵
هر چه در حسن تو خواهم کرد وصف
تو از آن هستی به خوبی ماورا ۶
قوتی یابد نزاری راستی
گر کند بر سبزه خطّت چرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - برخیز ساقیا بده آب حیات را
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - گر تو نگویی به من من به که دانم ترا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.