هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر اظهار میکند که وجودش وابسته به معشوق است و بدون او هیچ چیز نمیبیند. او از معشوق میخواهد که با او سخن بگوید تا بتواند او را بهتر درک کند و به او نزدیکتر شود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۹ - گر تو نگویی به من من به که دانم ترا
گر تو نگویی به من من به که دانم ترا
در نظر دیده ای دیده از آنم ترا ۱
من به خود الا چو خود هیچ نبینم دگر
حیف بود گر زخود باز ندانم ترا ۲
هستی من نیستی جز به وجود تو نیست
بود توانم به تو دید توانم ترا ۳
هرچه تو گویی بیا آمدم از تو به تو
من کی ام اندر میان هم به تو خوانم ترا ۴
هم تو نهی بر دلم دست و ترحّم کنی
از تو به بازوی خود کی بستانم ترا ۵
من به جهان در که ام کالبدی نیم جان
گر تو نگویی که من جان و جهانم ترا ۶
جان نزاری به تو زنده والّا نبد
با تو توان بودنی بی تو، چه دانم ترا ۷
در نظر دیده ای دیده از آنم ترا ۱
من به خود الا چو خود هیچ نبینم دگر
حیف بود گر زخود باز ندانم ترا ۲
هستی من نیستی جز به وجود تو نیست
بود توانم به تو دید توانم ترا ۳
هرچه تو گویی بیا آمدم از تو به تو
من کی ام اندر میان هم به تو خوانم ترا ۴
هم تو نهی بر دلم دست و ترحّم کنی
از تو به بازوی خود کی بستانم ترا ۵
من به جهان در که ام کالبدی نیم جان
گر تو نگویی که من جان و جهانم ترا ۶
جان نزاری به تو زنده والّا نبد
با تو توان بودنی بی تو، چه دانم ترا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸ - دیر شد تا دوست می دارم ترا
گوهر بعدی:شماره ۲۰ - ای با جفا در ساخته با ما نمی سازی چرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.