هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از تأثیر آفتاب بر درد و رنج خود میگوید و از ساقی میخواهد که با دادن شراب، گرمای آفتاب را از او دور کند. او شراب را درمانی برای ناراحتیهای خود میداند و از ماه و جام شراب به عنوان نمادهایی برای رهایی از آفتاب یاد میکند.
رده سنی:
18+
متن شامل مضامین مرتبط با شراب و میگساری است که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست. همچنین، مفاهیم عرفانی و شعری آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان قابل درک نباشد.
شماره ۶۶ - غذا چون کنم دردی از آفتاب
غذا چون کنم دردی از آفتاب
موافق تر الحق می از آفتاب ۱
بیا ساقیا ساغری ده به من
که عکسش بریزد خوی از آفتاب ۲
سر خشک مغز پر آشوب من
به می گرم کن تا کی از آفتاب ۳
خیالم ز ماه قدح لمحه یی
جدا نیست همچون فی از آفتاب ۴
نه در جام کی می نمودی جهان
چه کم بود جام کی از آفتاب ۵
ز جام صبوحی گریزان مباش
چو خفاش در هر پی از آفتاب ۶
به می کن دوای نزاری مساز
چو حربا دواءالکی از آفتاب ۷
موافق تر الحق می از آفتاب ۱
بیا ساقیا ساغری ده به من
که عکسش بریزد خوی از آفتاب ۲
سر خشک مغز پر آشوب من
به می گرم کن تا کی از آفتاب ۳
خیالم ز ماه قدح لمحه یی
جدا نیست همچون فی از آفتاب ۴
نه در جام کی می نمودی جهان
چه کم بود جام کی از آفتاب ۵
ز جام صبوحی گریزان مباش
چو خفاش در هر پی از آفتاب ۶
به می کن دوای نزاری مساز
چو حربا دواءالکی از آفتاب ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵ - در سِتر ابر چند توان داشت آفتاب
گوهر بعدی:شماره ۶۷ - یاد آن شبها که بودی در کنارم آفتاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.