هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از سوختن و سوزش عشق سخن میگوید. شاعر از سوزش عشق در جان خود مینالد و بیان میکند که این عشق همه وجودش را فرا گرفته و حتی توان سخن گفتن از آن را نیز از او گرفته است. او از درد فراق و ناتوانی در بیان احساساتش میگوید و اینکه عشق همه چیز او را سوزانده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۱۰۵ - آتش سودای تو جانم بسوخت
آتش سودای تو جانم بسوخت
یک شررش هر دو جهانم بسوخت ۱
سوخته را خوش بتوان سوختن
سوختهای بودم از آنم بسوخت ۲
طاقت خورشید وصالم نبود
حیرت از آن وسع و توانم بسوخت ۳
از من و ما گر اثری بود، رفت
عشق بهکل نام و نشانم بسوخت ۴
قصد سخن کردم تا سوز دل
شرح دهم ، کام و زبانم بسوخت ۵
خواستم از درد که احوال جان
وصف کنم، شرح و بیانم بسوخت ۶
نامهٔ اندوه نهادم اساس
سوز سخن کلک و بنانم بسوخت ۷
بس که چراغ نظر افروختم
مردمک چشم عیانم بسوخت ۸
دود سخن روزن حلقم ببست
تفِّ جگر شمع روانم بسوخت ۹
قصه دراز است نزاری خموش
گو همه پیدا و نهانم بسوخت ۱۰
یک شررش هر دو جهانم بسوخت ۱
سوخته را خوش بتوان سوختن
سوختهای بودم از آنم بسوخت ۲
طاقت خورشید وصالم نبود
حیرت از آن وسع و توانم بسوخت ۳
از من و ما گر اثری بود، رفت
عشق بهکل نام و نشانم بسوخت ۴
قصد سخن کردم تا سوز دل
شرح دهم ، کام و زبانم بسوخت ۵
خواستم از درد که احوال جان
وصف کنم، شرح و بیانم بسوخت ۶
نامهٔ اندوه نهادم اساس
سوز سخن کلک و بنانم بسوخت ۷
بس که چراغ نظر افروختم
مردمک چشم عیانم بسوخت ۸
دود سخن روزن حلقم ببست
تفِّ جگر شمع روانم بسوخت ۹
قصه دراز است نزاری خموش
گو همه پیدا و نهانم بسوخت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴ - که دیدهای که چو من در فراق یار بسوخت
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶ - تو را تا با تو باشد چون و چندت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.