هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد فراق و عشق نافرجام است. شاعر از جدایی معشوق و تأثیر آن بر زندگی خود می‌گوید و از عشق به عنوان عاملی که آرامش را از او گرفته یاد می‌کند. او از ملامت‌های دیگران و ندامت خود سخن می‌گوید و در نهایت به عشق به عنوان تنها راه نجات اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار بوده و ممکن است با احساسات پیچیده‌ای همراه باشد که مناسب این گروه سنی نیست.

شماره ۱۲۴ - هان کجایی که ز هجرانت قیامت برخاست

هان کجایی که ز هجرانت قیامت برخاست
فتنه بنشان که دگر باره ملامت برخاست ۱

بی تو برخاست قیامت ز وجودم آری
هر کجا عشقِ تو بنشست قیامت برخاست ۲

منم آن عاشقِ بیچاره مسکین که مرا
حاصلِ عمر ز عشقِ تو ندامت بر خاست ۳

گفتم از کویِ تو برخیزم و کنجی گیرم
دل چو بشنید به تشنیع و غرامت برخاست ۴

هر دو ممکن نبود عشق و سلامت که شنید
کز درِ عشق فلانی به سلامت برخاست ۵

عقل جزوی به نصیحت چه کنم کز پیشم
هر چه جز وی بُد و کلّی به تمامت برخاست ۶

من که هرگز به ملامت نشوم با تو دگر
خود گرفتم همه عالم به ملامت برخاست ۷

قامتم پست چرا شد پس اگر در رهِ عشق
سرو را از سرِ آزادی قامت برخاست ۸

به کرم یک نفسی پیشِ نزاری بنشین
که نه آخر زجهان رسم کرامت برخاست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۳ - از دلم هیچ خبر نیست ندانم که کجاست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۵ - بس فتنه کز آن نگار برخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.