هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که بر اهمیت بیداری از خواب جهالت، درک حقایق معنوی و عشق الهی تأکید دارد. شاعر با استفاده از نمادهایی مانند قیامت، یوسف، و فرهاد، مخاطب را به خودشناسی و رسیدن به رضایت الهی دعوت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۲۷ - قیامت آن زمان از خلق برخاست
قیامت آن زمان از خلق برخاست
که شد حکمِ زمین با آسمان راست ۱
بیا معلوم کن طیّ السّماوات
ببین تا دابهالارض از کجا خاست ۲
اگر برخیزی از خوابِ جهالت
قیامت روشن و قایم هویداست ۳
به نقد امروز اگر دیدی و گرنه
نصیبِ دیگران دان هر چه فرداست ۴
چو پیدا شد جمالِ مشعلِ حق
که را با حاصلِ پروانه پرواست ۵
تویی یوسف جمال خود نگه کن
اگر آیینهء جانت مصفّاست ۶
فرود آ پایهیی چند از طبیعت
ثَرا اینجا که میبینی ثریّاست ۷
سری دارم تهی دل پر محبّت
محقّق را سخن در دُرّ معناست ۸
که میداند که این فرهادِ مسکین
ز شورِ عشقِ شیرین در چه سوداست ۹
رضایِ دوست حاصل کن نزاری
بهشتِ سرمدی اینک مهیّاست ۱۰
مفرّح خوردگان عشق دانند
که دردِ عشق را علّت مداواست ۱۱
که شد حکمِ زمین با آسمان راست ۱
بیا معلوم کن طیّ السّماوات
ببین تا دابهالارض از کجا خاست ۲
اگر برخیزی از خوابِ جهالت
قیامت روشن و قایم هویداست ۳
به نقد امروز اگر دیدی و گرنه
نصیبِ دیگران دان هر چه فرداست ۴
چو پیدا شد جمالِ مشعلِ حق
که را با حاصلِ پروانه پرواست ۵
تویی یوسف جمال خود نگه کن
اگر آیینهء جانت مصفّاست ۶
فرود آ پایهیی چند از طبیعت
ثَرا اینجا که میبینی ثریّاست ۷
سری دارم تهی دل پر محبّت
محقّق را سخن در دُرّ معناست ۸
که میداند که این فرهادِ مسکین
ز شورِ عشقِ شیرین در چه سوداست ۹
رضایِ دوست حاصل کن نزاری
بهشتِ سرمدی اینک مهیّاست ۱۰
مفرّح خوردگان عشق دانند
که دردِ عشق را علّت مداواست ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۶ - همین که از برم آن سروِ سیم بر برخاست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸ - آوازه آن جمال برخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.