هوش مصنوعی: این متن به موضوعاتی مانند ارزش می و شراب به عنوان نمادهایی از عشق و حقیقت، انتقاد از ریاکاری و تقلید کورکورانه، و اهمیت عشق و دوستی در زندگی می‌پردازد. شاعر از می به عنوان داروی درد حکما یاد می‌کند و بر این تأکید دارد که عشق و حقیقت تنها برای اهل صفا قابل درک است.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عرفانی و انتقادی است که برای درک عمیق‌تر به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، اشاره‌های نمادین به می و شراب ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

شماره ۱۵۹ - می بیارید که می داروی درد حکماست

می بیارید که می داروی درد حکماست
مکشیدش که نیاید مدهیدش که نخواست ۱

می به تکلیف نباید به کسی داد به زور
جز به مخمور و به این قاعده تکلیف رواست ۲

می به نزدیک بهائم چه بها ارزد هیچ
برو از زنده دلان پرس که جان را چه بهاست ۳

دائم از ماهِ قدح در عرقِ تشویرست
چشمه ی نیّر خورشید که در عین ضیاست ۴

راح بر طلعت محبوب بود راحت روح
مونس و هم دم آن نیز که از دوست جداست ۵

صیقل زنگ زدای است ز مرآت وجود
روح بخشی که نسیمش حسدِ بادِ صباست ۶

خویش را باز نمودیم معیّن که چه ایم
مدعی از پی ما عیب کنان بهر چه راست ۷

سر طامات نداریم چو تقلید پرست
مذهب مدعیان زرق و نفاق است و ریاست ۸

هرکسی را روشی باشد و رویی و رهی
راه و روی و روش ما به درِ اهلِ صفاست ۹

جوهری صاف تر از می نبود ای صوفی
از نزاری بشنو تا به تو برگوید راست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۸ - یارب آن را که ز ما نیست خبر هیچ غم است
گوهر بعدی:شماره ۱۶۰ - تا دور آفرینش و تا عمر عالم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.