هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه از درد جدایی و عشق ناکام سخن میگوید. شاعر از غمهایش مینالد و از نبود محرم راز شکوه میکند. او عشق را توصیف میکند که هم شیرین است و هم پر از رنج. در نهایت، شاعر به این درک میرسد که حتی بهشت بدون معشوق ارزشی ندارد و وصال و هجران در این راه به هم پیوستهاند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد جدایی و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۵۸ - یارب آن را که ز ما نیست خبر هیچ غم است
یارب آن را که ز ما نیست خبر هیچ غم است
که بر آتش دلم از عارضه ی آن صنم است ۱
صحتش باد خدایا که دریغ است به رنج
نازنینی که چو او در همه آفاق کم است ۲
محرمی نیست که از من ببرد مکتوبی
پیش آن روضه که آن حور بهشتی حرم است ۳
قصه ی درد جدایی به که گویم کو یار
هر که را دست گرفتم به وفا بی قدم است ۴
هر که در حال چنین واقعه مسکینی را
دست گیرد که منم غایت لطف و کرم است ۵
هم مگر سوخته داند که ز افسرده دلان
بر جگر سوختگان تا به چه غایت ستم است ۶
عالمی از سخن عشق در آسایش و ذوق
فارغ از عاشق بیچاره که در چه الم است ۷
عشق فرهاد ستم دیده درعالم انداخت
شور شیرینی شیرین که به عالم علم است ۸
گر بهشت است در ایام جدایی خوش نیست
هر کجا دوست بود بادیه باغ ارم است ۹
ای نزاری طمع از وصل مبر واثق باش
روز هجران و شب وصل در این ره به هم است ۱۰
که بر آتش دلم از عارضه ی آن صنم است ۱
صحتش باد خدایا که دریغ است به رنج
نازنینی که چو او در همه آفاق کم است ۲
محرمی نیست که از من ببرد مکتوبی
پیش آن روضه که آن حور بهشتی حرم است ۳
قصه ی درد جدایی به که گویم کو یار
هر که را دست گرفتم به وفا بی قدم است ۴
هر که در حال چنین واقعه مسکینی را
دست گیرد که منم غایت لطف و کرم است ۵
هم مگر سوخته داند که ز افسرده دلان
بر جگر سوختگان تا به چه غایت ستم است ۶
عالمی از سخن عشق در آسایش و ذوق
فارغ از عاشق بیچاره که در چه الم است ۷
عشق فرهاد ستم دیده درعالم انداخت
شور شیرینی شیرین که به عالم علم است ۸
گر بهشت است در ایام جدایی خوش نیست
هر کجا دوست بود بادیه باغ ارم است ۹
ای نزاری طمع از وصل مبر واثق باش
روز هجران و شب وصل در این ره به هم است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - دیر شد تا رسم قربان کیش ماست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - می بیارید که می داروی درد حکماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.