هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که در فراق معشوق خود به سر می‌برد. شاعر از سوزش دل، بی‌قراری و اشتیاق شدید به دیدار معشوق می‌گوید. او فراق را جهنمی می‌داند که از روز رستاخیز هولناک‌تر است و تنها خوابیدن یا وصال معشوق را مایه آرامش می‌شناسد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین توصیف‌های شدید از رنج و محنت نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۱۶۱ - آن را که در فراق صبوری مسلم است

آن را که در فراق صبوری مسلم است
آه از دلش که سخت تر از سنگ محکم است ۱

بیچاره من که از تف دود دلم ز حلق
بر هر نفس که می‌رود آهی مقدّم است ۲

گر سینه ام نه کورهٔ آهنگرست چیست؟
کز سوز اندرون نفسم آتشین دم است ۳

هرشب خیال روی تو در چشم های من
چون عکس روز بر سر دریای قلزم است ۴

دربند عشق دوست به دربند چون بود
دربند چه معاینه باب جهنم است ۵

گویند هولناک بود روز رستخیز
یعنی شب فراق به تشویش از آن کم است؟ ۶

از غم اگر بمرد کسی در فراق دوست
آن کس به اتفاق منم وان غم این غم است ۷

خرّم وجود آنکه ببیند تو را به خواب
یا خود بدان رسد که وصالش مسلم است ۸

یادآور از نزاری محنت کشیده کو
هر جا چنان که هست به یاد تو خرّم است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۰ - تا دور آفرینش و تا عمر عالم است
گوهر بعدی:شماره ۱۶۲ - هر که را جانی‌ست با جانان ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.