هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از محو شدن خود در ذات دوست (خدا) سخن می‌گوید و بیان می‌کند که همه چیز جز او هیچ است. شاعر از تعلقات دنیوی مانند مال و نام دوری می‌جوید و بر اهمیت باطن و ارتباط با خدا تأکید دارد. او فقر و درویشی را نور درون می‌داند و از غلو و افراط در دین پرهیز می‌کند. در نهایت، آرزوی شاعر تنها التماس به درگاه خداوند است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و دینی (مانند موسی و سامری) نیاز به پیش‌زمینه‌ای از ادبیات و فرهنگ اسلامی دارد.

شماره ۲۶۵ - آرزویی بود و شد محو در اوصافِ دوست

آرزویی بود و شد محو در اوصافِ دوست
هیچ ز من مانده نیست هرچه بمانده­ست اوست ۱

جامِ می و کنج و یار هر چه دگر جمله هیچ
شش جهتِ کاینات بر سرِ این چارسوست ۲

موسی و ثُعبان و چوب سامری و عجلِ زر
او نکند التفات موسی اگر تندخوست ۳

پیشِ من و پشت اگر نیک و بدی می­رود
هرچه از آن­جا بود جمله بدی­ها نکوست ۴

بی­هده سودا مپز از پیِ نام و حطام
مغز تهی می­کنی خیز و برون آز پوست ۵

باطنت ار با خداست کعبه خراباتِ تست
فقر چو نورِ درون خرقه چو مشتی رکوست ۶

قاصر و غالی نیم راهِ مشنّع کجاست
مرتبه حدِّ من پیشِ مقصّر غلوست ۷

بیش نزاری مرو بر پیِ نفسِ دنی
بر زن و در هم شکن سنگ سزایِ سبوست ۸

دولتِ من گر ز من باز ستانی مرا
از تو همین التماس از تو همین آرزوست ۹

گنج به کُنجِ خراب می­نهی و در طلب
انجمِ افلاک را کار همین گفت­وگوست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۶۴ - رایحه عنبرست بویِ بناگوشِ دوست
گوهر بعدی:شماره ۲۶۶ - کُشتی از بس انتظارم آه دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.