هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق به دوست (معشوق یا معبود) سخن میگوید. شاعر از فراموشی خود توسط دوست شکایت دارد، اما همچنان شیفته و مدهوش اوست. او درد دلهای خود را شرح میدهد و از عشق و وفاداری خود میگوید. در نهایت، به عفو و بخشش دوست امیدوار است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به دانش ادبی بیشتری نیاز دارند.
شماره ۲۶۴ - رایحه عنبرست بویِ بناگوشِ دوست
رایحه عنبرست بویِ بناگوشِ دوست
خاصیتِ کوثرست در لبِ چون نوشِ دوست ۱
یاد نمیآورد از من و از حالِ من
دوست مبادا چنین گشته فراموشِ دوست ۲
شرحِ مقاماتِ من چون همه دردِ دل است
قصّه احوالِ من دور به از گوشِ دوست ۳
پا نهمی از شرف بر سرِ کیوان به فخر
یک شبی ار کردمی دست در آغوشِ دوست ۴
وهم پرستان شدند غرّه به زهد و ورع
من به خلافِ خرد واله و مدهوشِ دوست ۵
بر لبِ شیرین خوش است سبزه خطّ غبار
گرچه به خونِ من است خطِّ شکرنوشِ دوست ۶
بیش نزاری مباش از در حق نا امید
حامیِ ما بس بود عفوِ گنه پوشِ دوست ۷
خاصیتِ کوثرست در لبِ چون نوشِ دوست ۱
یاد نمیآورد از من و از حالِ من
دوست مبادا چنین گشته فراموشِ دوست ۲
شرحِ مقاماتِ من چون همه دردِ دل است
قصّه احوالِ من دور به از گوشِ دوست ۳
پا نهمی از شرف بر سرِ کیوان به فخر
یک شبی ار کردمی دست در آغوشِ دوست ۴
وهم پرستان شدند غرّه به زهد و ورع
من به خلافِ خرد واله و مدهوشِ دوست ۵
بر لبِ شیرین خوش است سبزه خطّ غبار
گرچه به خونِ من است خطِّ شکرنوشِ دوست ۶
بیش نزاری مباش از در حق نا امید
حامیِ ما بس بود عفوِ گنه پوشِ دوست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۳ - ما دوست نداریم دگر هیچ به جز دوست
گوهر بعدی:شماره ۲۶۵ - آرزویی بود و شد محو در اوصافِ دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.